محيط طبيعي انسان زمينهي رفتارهاي فردي و اجتماعي را فراهم ميسازد و ادراك، احساس، انديشه و رفتار وي را جهت ميدهد. لذا شرايط محيط اجتماعي و مقتضيات فرهنگي آن براي كنترل و نظم اجتماعي اهميت بسزا دارد.
فرهنگ در جامعه و مقتضيات فرهنگي تكامل جامعه را تحققپذير ميكند لذا بررسي چگونگي توزيع امكانات فرهنگي گوناگون و تعيين سطح دسترسي و نياز مردم در مناطق كلان شهرها به عدالت شهري و بهبود روابط اجتماعي و نظام فرهنگي شهر ياري ميرساند.
جامعه شهري شده امروز نيازمند جمعآوري، تنظيم و تحليل اطلاعات به مدد تشكيل پايگاههاي اطلاعاتي مربوط به وضعيت اجتماعي و فرهنگي كلانشهرها است و نظام اطلاعاتي بازوي اصلي برنامهريزي شهري و مديران شهري ميباشد. اين در حالي است كه به دليل گسترش وسعت شهر مشهد دستگاههاي مختلف فرهنگي براي انجام وظايف خود و عملكرد بهتر در ارائه خدمات فرهنگي به مردم شهر اقدام به منطقهبنديهاي گوناگون نمودهاند و يا اساساً بدون توجه به تقسيمبنديهاي منطقهاي فعاليتهاي خود را بطور مستقيم به مردم ارائه مينمايند. بديهي است در چنين وضعيتي نظام توزيع مكاني خدمات فرهنگي و امكانات فرهنگي دچار آشفتگي خواهد شد زيرا توزيع امكانات در سطح شهر بدون توجه به حجم و ويژگيهاي جمعيتي و اجتماعي نيز فاصلههاي جغرافيائي و مساحت مناطق، نظام دسترسي را مختل و سطح برخورداري مردم را ناموزون خواهد ساخت. لذا طرح پژوهشي «آمايش فرهنگي و سنجش نيازهاي فرهنگي خانوار در مناطق شهر مشهد» كه به سفارش معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري مشهد انجام شده است، گامي اساسي و هماهنگ در جهت برنامهريزي فرهنگي شهر است كه در راستاي وظايف و عملكرد شهرداري و ساير دستگاههاي فرهنگي شهر خواهد بود.
در حال حاضر در شهر مشهد فعاليتهاي فرهنگي و خدمات و امكانات فرهنگي مورد نياز مردم توسط دستگاههاي متعدد و گوناگون انجام و ارائه ميگردد. اين فعاليتها و خدمات ممكن است مأموريت اصلي و يا بخشي از مأموريتهاي دستگاهها را تشكيل دهد. لذا دستگاههاي مزبور به تبع آن آمارهايي از فعاليتها، خدمات و امكانات را به منظور مديريت بر فعاليتها و خدمات و ارائه ميزان عملكرد خود جمعآوري ميكنند. بديهي است هدف عمده اين فعاليتها تأثيرگذاري بر وضع فرهنگي مردم شهر و ارتقاي توليد، توزيع و مصرف فرهنگي در شهر ميباشد كه نهايتاً، چگونگي اين فرايند كاركرد فرهنگي شهر را نشان خواهد داد. فرض اصلي ارائه امكانات و خدمات فرهنگي اين است كه بايستي مخاطبين آنهارا در اختيار گرفته , دسترسي يابند و مصرف شوند. دسترسي مردم به امكانات و خدمات وابسته به چگونگی توزيع آنها از سوي دستگاههاي فرهنگي است در حالي كه مصرف توليدات و خدمات فرهنگي وابسته به نياز مخاطبين است. نياز مردم به كالاها، محصولات و خدمات فرهنگي گاهي به صورت آشكار (احساس شده) و گاهي به صورت پنهان (احساس نشده) ميباشد كه بايستي از طريق شاخصهاي معيني برآورد گردد. لذا وظيفه دستگاههاي فرهنگي در فرايند مصرف يا پاسخگويي به نياز آشكار مردم به صورت توسعه و تجهيز امكانات و خدمات است و پاسخگويي به نياز پنهان مردم به صورت ترويج فرهنگي و ايجاد زمينه نياز براي مصرف فرهنگي يا ارتقاي محتواي فرهنگي ميباشد. ليكن وظيفه دستگاهها در فرايند توزيع امکانات توجه به ويژگيهاي دسترسي و شاخصهاي مربوط و مؤثر بر آن مانند جمعيت , مساحت مناطق و ساير ويژگيهاي اجتماعي خواهد بود. بهبود انجام وظايف دستگاهها در گرو آگاهي مسئولين فرهنگی از وضعيت موجود توزيع امكانات و خدمات فرهنگي در سطح مناطق با توجه به ويژگيهاي مزبور و نيز آگاهي از وضعيت نياز مناطق به امكانات و خدمات فرهنگي خواهد بود. بديهي است در نتيجه دستيابي به اين نوع آگاهيها، مديريتهاي فرهنگي شهر مشهد بطور هماهنگ توانايي پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي مردم شهر را در حد مطلوب بدست خواهند آورد و از اين طريق عملكرد فرهنگي سازمان خود را بهبود خواهند بخشيد.
مشكل اساسي موجود اين است كه در حال حاضر دستگاههاي فرهنگي مختلف و متعددي به ارائه خدمات و امكانات فرهنگي در نقاط مختلف شهر اقدام ميكنند و معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري مشهد نميتواند نسبت به چگونگي آن اقدامات بياطلاع و بيتفاوت باشد. لذا اولاً در زمينه منطقهبندي خدمات و اقدامات فرهنگي ناهماهنگي وجود داردو از نحوة سازگاري اقدامات با مشخصات مناطق اطلاع كافي موجود نيست ثانياً با وجود اقدامات فرهنگي فراوان، از وضعيت نياز مردم در مناطق مختلف در زمينه اقدامات فرهنگي آگاهي كافي موجود نيست.
تحقيق حاضر سعي دارد پرسشهاي اساسي خود را به رفع مشكلات فوق معطوف سازد. محدوده امكانات و خدمات فرهنگي و نيز نوع سازمانهايي كه در اين تحقيق مورد بررسي قرار خواهد گرفت با توافق كارفرما تعيين گرديده است. لذا ممكن است سازمانها و نيز خدمات فرهنگي ديگري نيز موجود باشد كه مورد بررسي قرار نگرفته است.
1- بررسي چگونگي وضع موجود توزيع امكانات و خدمات فرهنگي (مورد توافق) در مناطق دوازدهگانه شهر مشهد و تعيين سطح برخورداري مناطق از آنها (در مقايسه با وضع كلي شهر مشهد)
2- بررسي نياز خانوارها در مناطق به امكانات و خدمات فرهنگي از طريق احساس نياز و شرايط اجتماعي مناطق
3- تعيين اولويتهاي توزيع امكانات و خدمات فرهنگي در مناطق براساس وضعيت موجود و نياز مناطق
بهبود عملكرد فرهنگي دستگاههاي فرهنگي از جمله معاونت فرهنگي و اجتماعي شهر مشهد مستلزم آگاهي از نحوه دسترسي مردم به امكانات و خدمات و نيز نياز مردم به آنها ميباشد. در حالي كه دستگاههاي متفاوت و متعددي اقدامات فرهنگي در شهر مشهد انجام ميدهند ليكن ارتباط آن اقدامات با وضعيت موجود مناطق شهر مشهد روشن نيست و اين امر منجر به ناهماهنگي در ارائه خدمات به صورت تراكم خدمات در برخي مناطق يا غفلت از برخي مناطق، خواهد گرديد. اين وضعيت بر نگرش مردم به سازمانهاي مجري فعاليتهاي فرهنگي نيز تأثير خواهد گذاشت و همچنين توان اجرايي و تأثير فعاليتهاي فرهنگي دستگاهها را كاهش خواهد داد. در حالي كه اگر از نحوه توزيع امكانات با توجه به شرايط و ويژگي مناطق شهر آگاهي كافي در دست باشد امر هماهنگي سازمانها در ارائه خدمات بهبود خواهد يافت و سازمانهاي فرهنگي به صورت يكپارچه و مؤثرتر عمل خواهند كرد. لذا اجراي تحقيق حاضر اثرات زير را در پي خواهد داشت.
1- انطباق بيشتر خدمات و اقدامات فرهنگي با نياز خانوارها در مناطق و نگاه مشتريمدار تا سازمانمدار
2- هماهنگي بيشتر دستگاههاي فرهنگي شهر مشهد از طريق نگاه منطقهاي واحد با اقدامات
3- افزايش تأثير فعاليتها و اقدامات فرهنگي از طريق تشخيص نقاط برخوردار و محروم و جهت دادن فعاليتها به سوي نياز مردم در مناطق و توجه به مشكلات مردم
4- افزايش رضايت مردم از دستگاههاي فرهنگي در اثر توجه به نيازهاي آنان
5- فراهم شدن زمينه برنامهريزي فرهنگي در كلانشهر مشهد با كمك دستگاههاي ذيربط
1- توزيع تعداد امكانات فرهنگي (مورد توافق) در مناطق دوازدهگانه شهر مشهد(در مقايسه با وضع كل شهر) چگونه است؟
2-آيا توزيع امكانات فرهنگي در مناطق شهرمشهد متناسب با جمعيت , مساحت وسايرشاخص های استحقاق ونياز مردم مناطق است؟
3-اولويت های توزيع امکانات به تفکيک مناطق كدام است؟
با وجود اينكه تعاريف بسيار زياد و متنوعي از مفهوم فرهنگ ارائه شده است ولي اين واژه غالباً در راستاي اهداف نظري و عملي بطور خاص تعريف شده است. بنابراين ميتوان گفت تعريف فرهنگ بستگي به اهداف تحليلي و كاربردي آن دارد. موضوع فرهنگ در بحث حاضر محدود به فعاليت دستگاههايي است كه برحسب وظايف رسمي خود در جهت تحقق بخشيدن به اهداف و سياستهاي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران انجام ميدهند. لذا در اين تحقيق تعاريفي از فرهنگ مورد توجه قرار دارد كه با اهداف فرهنگي نظام و دستگاههاي اجرايي آن ارتباط داشته باشد.
معروفترين تعريف به معناي كلي فرهنگ مربوط است كه به اغلب زمينههاي بحث ارتباط دارد. سر ادوارد تايلر فرهنگ را در معناي كلي چنين تعريف نموده است: «فرهنگ مجموعه پيچيدهاي شامل دانشها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، رسوم و هرگونه توانايي و عادت ديگري است كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه اكتساب شود» (بشيريه، 1379: 8). ويليامز ريموند سه تعريف كلي از فرهنگ ارائه كرده است: نخست فرهنگ به عنوان «فرايند عمومي تكامل و توسعه فكري، معنوي و زيباشناختي»، دوم فرهنگ به عنوان «شيوه زندگي مردمي خاص يا دوراني خاص»، سوم فرهنگ به عنوان «فرآوردههاي فعاليت فكري و هنري» (همان).
تعريفي كه برحسب موضوع بحث ميتوان از تركيب تعاريف فوق ارائه كرد عبارتست از: «مجموعه ارزشها، بينشها و دانشهای(اطلاعات) يك جامعه كه بر رفتار و روابط اجتماعي عمومي مردم تأثير ميگذارد.» اين تعريف ميتواند موضوع فعاليتهاي فرهنگي دستگاههاي فرهنگي را پوشش دهد.
فعاليتهاي فرهنگي عبارتست از فعاليتهايي كه هدف آن تغيير، تقويت و يا توسعه ارزشها، بينشها و دانشهای (اطلاعات) جامعه و در نتيجه روابط اجتماعي جامعه ميباشد (معاونت پژوهشي و آموزشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1378: 125). بر پايه اين تعريف افراد و سازمانهاي بيشماري را ميتوان نام برد كه با فعاليتهاي خود بر حوزههاي فوق تأثيرات مختلف برجاي ميگذارند. ليكن در ميان اين سازمانها فقط تعداد معدودي با هدف انجام فعاليتهاي فرهنگي تأسيس شدهاند. به عبارت ديگر فلسفه وجودي برخي سازمانها ايجاد تغيير در ساختار ارزشي، بينشي و رفتاري مردم و جامعه است از قبيل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت آموزش و پرورش، سازمان تربيت بدني، سازمان تبليغات اسلامي، صدا و سيما، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، وزارت خارجه كه رسماً در فهرست سازمان هاي فرهنگي جامعه قرار گرفتهاند(همان).
سازمانهاي مزبور رسماًً موظف شدهاند كه اهداف و سياستهاي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران را از طريق فعاليتهاي گوناگون و با استفاده از ابزارها، امكانات و روشهاي مختلف تحقق بخشند. قانون، شرح وظايف اين سازمانها و نيز روشهاي فعاليت آنها را تعريف و معين كرده است (قانون برنامه چهارم توسعه كشور). لازم به يادآوري است كه به دليل گستردگي فعاليت و سازمانها، محدوده فعاليتها(خدمات) و امكانات فرهنگي در اين تحقيق با توافق كارفرما تعيين گرديده است. لذا فعاليتهاي فرهنگي در مقياس مناطق شهرداري مشهد در اين تحقيق عبارتند از آمار فعاليتهاي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي، سازمان آموزش و پرورش، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، علوم پزشكي، شهرداري مشهد، سازمان تربيت بدني، آستان قدس رضوي. آمار فعاليتهاي فوق دربرگيرنده تعداد فضاها و مكانهايي است كه در مقياس مناطق شهرداري مشهد به منظور ارائه خدمات و امكانات فرهنگي به مردم يا فراهم نمودن بستر فعاليتهاي فرهنگي مردم تأسيس شدهاند. لذا واژههاي «فعاليت فرهنگي»، «خدمات فرهنگي» و امكانات فرهنگي در اين تحقيق مرادف و مكمل يكديگر درنظر گرفته شدهاند. بدين ترتيب ميتوان نتيجه گرفت كه فعاليتهاي فرهنگي سازمانها زمينه فعاليتهاي فرهنگي مردم را در پي خواهد داشت كه آنها را هدايت، ترويج، تجهيز، نظارت و كنترل مينمايند.
بديهي است كه انجام فعاليتهاي مردم نيازمند مكانها، فضاها يا امكانات و ابزارها و محتوا يا برنامههايي است كه تهيه آنها مستلزم صرف هزينههاي تأسيس و اجرا است كه غالباً مردم بطور انفرادي قادر به تهيه و تدارك آنها نميباشند يا فقط به صورت محدود ميتوانند تهيه نمايند. مانند زمينهاي بازي و ورزش، كتابخانه، مدرسه، سينما، مجتمع فرهنگي، كانون فرهنگي، مسجد، حسينيه، پارك و فضاي سبز، كلوپهاي رايانهاي و امثال آنها.
به دليل وسعت فعاليتها و نيز تنوع و تحول آنها سازمانها گوناگوني دستاندر كار ارائه فعاليتهاي مزبور ميباشند كه دستگاههاي فرهنگي ناميده شدهاند.
در دستهبندي فعاليتهاي فرهنگي كه توسط سازمانهاي فرهنگي انجام ميگيرد، نظرات گوناگوني بيان شده كه هريك برحسب ملاك خاص يا براي پاسخگويي به پرسشي ويژه بوده است. مثلاً طبقهبندي برحسب نوع محصولات شامل محصولات شنيداري (موسيقي و سخنراني)، ديداري (مطبوعات، عكس و نقاشي)، ديداري- شنيداري (تئاتر، فيلم سينمايي و تلويزيوني). طبقهبندي برحسب مراحل فعاليت شامل توليد محصولات يا طرح ايده، تأييد، تصويب، عرضه يا ارائه محصولات. طبقهبندي برحسب ارتباط با مخاطبين شامل مستقيم (فيلم، جشنواره، سخنراني)، غير مستقيم يا پشتيباني (ساخت مدارس، سينما و ...)، زمينهساز يا بنيادين (تحقيق، تربيت بدني). طبقهبندي برحسب زمينه فعاليت شامل حوزه هنر، تاريخ و ميراث فرهنگي، علم و آگاهي، زبان و ادبيات، مذهب، آداب و رسوم. و بالاخره طبقهبندي برحسب ماهيت اصلي فعاليت شامل تحقيقي، آموزشي، تبليغي و ترويجي. در اين تحقيق طبقهبندي فعاليتها و امكانات فرهنگي تا حدود زيادي برحسب ماهيت موضوعي ا ست كه به شرح زير صورت گرفته است:
1- امكانات آموزشي
2- فرهنگي- هنري
3- مذهبي
4- ورزشي و تفريحي
5- بهداشتي- درماني (اين امكانات اگرچه مستقيماً فرهنگي محسوب نميشود ولي برحسب توافق با كارفرما به عنوان امكانات زمينهاي سلامت جسمي كه بستر ساير فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي را فراهم ميسازد, مورد بررسي قرار گرفته است)
نياز فرهنگي عبارتست از تقاضاي مستقيم خانوارها يا داشتن استحقاق براي برخورداری از امکانات فرهنگي كه به صورت مستقيم (بيان احساس نياز) يا غيرمستقيم (از طريق شاخصها) تعيين ميگردد.در اين تحقيق نياز مستقيم از طريق پرسش و نياز غيرمستقيم از طريق شاخصهاي جمعيتي و اجتماعي مناطق با استفاده ازنتايج تحقيقات موجود , بدست آمده است.
اين شاخصها شامل ويژگيهاي جمعيتي و اجتماعي است كه بيانكننده درجه استحقاق و شايستگي مردم مناطق براي استفاده از امكانات فرهنگي معين ميباشد. مانند درجه مذهبي بودن، ميزان اوقات فراغت، ميزان مشاركت و غيره كه در بحث شاخصسازي در قسمت روش تحقيق بيان خواهد شد.