■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
صفحه نخست   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

شرح

وقتي فرهنگ شهروندي حرف اول را نمي‌زند

تاریخ ایجاد   1388 شنبه 21 آذر     بازگشت

وقتي فرهنگ شهروندي حرف اول را نمي‌زند
 
در دنياي رو به رشد امروز، از نهال كوچك خانواده تا درخت تنومند و پر شاخ و برگي به نام جامعه كه اركان زندگي بشري در آن روند رو به رشدي را طي مي‌كنند، شهرنشيني با همه زواياي آن چون بستري مي‌ماند كه بخش بزرگي از اين تغيير و تكامل را درون خود پرورش مي‌دهد
تعادل و رشد منضبط هر يك ازاجزاي اين روند بي‌شك مستلزم در نظر گرفتن ريزه‌كاري‌هايي است كه خاستگاه آن از كردار و درون تك‌تك افراد نشأت مي‌گيرد. اهميت رعايت نظم و حقوق در بستر زندگي شهري در چارچوبي كه فرهنگ شهرنشيني در كلانشهرها ناميده مي‌شود، تطابق ميان معيارهاي فرهنگ شهروندي با آنچه از مردم شاهد هستيم را مي‌طلبد.
اما نظري منصفانه به وضعيت موجود در شهرها، ما را با اين واقعيت آشنا مي‌كند كه با فرهنگ صحيح و اصيل شهرنشيني فاصله‌اي محسوس داريم. از برخوردهايي كه ميان همسايه‌هاي يك آپارتمان بوجود مي‌آيد تا بي‌نظمي‌هايي كه رانندگان در خيابان‌هاي شهر بوجود مي‌آورند، حتي آنچه هنگام استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي با آن مواجه مي‌شويم همگي از مصاديق بي‌توجهي به حقوق شهروندي است.
بي‌شك ساختار، فضاها و امكانات شهري نقش زيادي در فرايند شهروندي دارند و ناگفته پيداست از مردمي كه ساعت‌ها در ايستگاه‌ها منتظر مي‌مانند و يا مجبورند در شرايط نامناسبي در اتوبوس و مترو قرار بگيرند نمي‌توان انتظار داشت كه آرام و مبادي آداب شهروندي باشند.
شايد بارها موارد زيادي از بي‌توجهي بعضي افراد به صف مسافران اتوبوس و بي‌نوبت سوار شدن، صحبت كردن با تلفن همراه با صداي بلند، ارائه نكردن بليت به بهانه‌هاي مختلف و توجه نكردن به حيطه حريم‌هاي شخصي ساير مسافران را از سوي برخي شهروندان ديده باشيد.
اين رفتارها كه درنهايت سبب آزار ديگران خواهد شد، نشانگر آزردگي‌هاي فردي و جمعي است و مي‌توان آنها را معلول نارضايتي از زندگي شهري نيز به حساب آورد. رعايت نظم و حقوق ديگران موجب آرامش و آسايش همه مسافران است اما وقتي قرار باشد هر كس براي زود رسيدن به حق ديگران تعدي كند ناراحتي حاصل ازي اين كار دامنگير همه مي شود.
 
آرامش پشت چراغ قرمز
ورود ماشين به زندگي روزمره مردم و جامعه ايراني را مي‌توان حاصل چهار دهه اخير دانست. اين روزها كه تعداد اتومبيل‌ها از ثمره تلاش متوليان امور شهري براي گسترش سرويس حمل و نقل عمومي پيشي گرفته است براي بيشتر شهروندان اين زمينه فراهم شده كه براي فرار از اتلاف وقت در محاصره ترافيك، ناخودآگاه با شكستن حريم ديگران حقوق شهروندي را ناديده بگيرند.
اين رفتارها كه از مظاهر بي‌توجهي به حقوق همشهريان به شمار مي‌آيند در متن جامعه به وفور ديده مي‌شود. همه روزه شاهد رعايت نكردن حق‌تقدم، عبور از چراغ‌قرمز، توقف روي خط عابر پياده و بوق زدن‌هاي متمادي برخي رانندگان هستيم.
 علاوه بر آن آمار تكان‌دهنده كشته و زخمي شدن صدها نفر در تصادفات جاده‌اي حكايت از همين بي‌توجهي‌ها دارد. آماري كه بي‌شك با گرايش عمومي به استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي و رعايت حقوق شهروندي كاهش خواهد يافت. اين روزها كه روح ترافيك بر همه جاي شهر حاكم است، حجم بالاي خودرو در خيابان، پايين آمدن آستانه تحريك افراد را به دنبال دارد تا جامعه فراگير رانندگان به صورت ناخودآگاه در تلاش براي فرار از اين موقعيت برآيند.
 غافل از اينكه براي رسيدن به حق خود در حال از بين بردن حقوق ديگران هستند. اگر به اين فكر كنيم كه ديگر همشهريان ما هم از كوچه و خيابان و محله سهمي دارند و ترافيك و شلوغي آنها را هم آزار مي‌دهد بي‌ترديد در زمان رانندگي صبورتر خواهيم بود و به حقوق هم احترام خواهيم گذاشت.
 
قوانين نانوشته
حقوق شهروندي حوزه‌هاي مختلفي را شامل مي‌شود كه شايد «فرهنگ آپارتمان‌نشيني» مهم‌ترين آنها باشد. شيوه‌هاي مناسب بهره‌گيري از قسمت‌هاي مشاع آپارتمان‌ها، پرداخت هزينه‌هاي مشترك مربوط به آنها و احترام به حقوق همسايه‌ها قوانين گاه نانوشته‌اي در اين حيطه به شمار مي‌روند.
به اين ترتيب سيستم آپارتمان‌نشيني با توجه به اينكه محيط‌هاي مشترك زيادي براي همسايه‌ها ايجاد كرده، به شهروندان اين اجازه را نمي‌دهد كه به سبك و سياق زندگي در خانه‌هاي ويلايي رفتار كنند. اگرچه شيوه جديد ساخت و ساز مسكن، به بخش سخت‌افزاري مسئله آپارتمان‌سازي، يعني اقتصاد مسكن و شهر مربوط مي‌شود. اما بخشي كه بيشتر درگير حوزه فرهنگ زندگي شهري است با آداب، فرهنگ و قوانين اين سبك جديد زندگي ارتباط دارد. اينگونه به نظر مي‌رسد كه نو بودن اين شيوه سكونت سبب شده كه فرهنگ آن به نسبت رشد روزافزوني كه دارد، در ميان مردم نهادينه نشده باشد.
برخي از آپارتمان‌نشين‌ها با اين مدعا كه اختيار چهارديواري خود را دارند حقوق ديگران را ناديده گرفته و گاه به آن تجاوز مي‌كنند، مهماني‌هاي شلوغ، گذاشتن كفش در راه پله‌ها، صداي بلند لوازم صوتي و تصويري، صحبت طولاني مدت در راهرو آپارتمان و بسياري موارد ديگر همگي از مصاديق نقض حقوق ديگران در آپارتمان به شمار مي‌رود.
نبود قوانين مشخص و تعريف خط قرمزها در محيط آپارتمان، مشكلات ريشه‌اي جامعه شهري و انتظار و توقع عمومي از اصلاح ضربتي و آني رفتارها، پيدايش و تشديد ناهنجاري‌ها در زندگي شهري را سبب مي‌شود.
 
فرهنگ و شهرنشيني مدرن
زندگي شهري كنوني نياز به قوانين و ارتباطات خاصي دارد كه هرگونه قصور در ناديده گرفتن قوانين در حيطه آن، بسياري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي و فرهنگي را در پي دارد. اگر قوانين مربوط به شهروندان يعني جلوگيري از تخريب اموال عمومي، ايجاد فضا و محله‌اي سالم، احساس مسئوليت نسبت به محيط زندگي و كمك به حاكميت قانون مدنظر قرار گرفته و رعايت شود باعث تقويت اساس قوانين شهروندي و فرهنگ شهرنشيني شده و از بسياري هزينه‌هاي گزاف كه مسبب آن ناهنجاري‌ها و ناملايمات اجتماعي است، جلوگيري خواهد كرد.
 شناخت افكار عمومي و تأثير و نفوذ در آن كه از وظايف روابط عمومي‌هاست توجه ويژه دولت و نهادهاي مسئول را نيز مي‌طلبد. در اين ميان نقش شهرداري نسبت به ديگر نهادها در تحقق حقوق شهروندي در ميان مردم پررنگ‌تر به نظر مي‌رسد تا از راه تدوين و اجراي برنامه‌هاي مفصل و سازماندهي شده به اطلاع‌رساني وسيع براي ترويج و تبليغ فرهنگ صحيح زندگي شهري در ابعاد فردي و اجتماع آن بپردازند و با نهادينه ساختن رفتارها و الگوهاي مناسب رفتاري به مقوله «فرهنگ‌سازي» دست يابد.
 اين روزها مشاهده رفتارهاي نامناسبي كه از برخي شهروندان سر مي‌زند اين سؤال را در ذهن متبادر مي‌كند؛ كه چرا نبايد با توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني اين رفتار از جامعه حذف شود.
 
 
معناي ديگري از حق‌الناس
در موارد بسياري احترام به حقوق شهروندي و رعايت حق‌الناس معني نزديكي دارند. كسي كه حقوق شهروندي را پاس بدارد، حق‌الناس را رعايت كرده است. رعايت حق‌الناس فقط پرداخت به موقع ديون يا حفظ اموال ظاهري افراد جامعه نيست.
 حق‌الناس شامل همه حقوقي است كه انسان بايد در جامعه از آن برخوردار باشد. طبيعي است كه امنيت، سلامت و آرامش جزو چنين حقوقي هستند و هر اقدامي كه موجب سلب آنها شود، تعدي به حق‌الناس است. حالا اين كار مي‌تواند گذاشتن كفش در وسط پاگرد، بلند كردن صداي وسايل صوتي، تخطي از سرعت مجاز در موقع رانندگي، صدمه به زيبايي و پاكيزگي محله و شهر و همه اقداماتي از اين دست باشد.
نگاهي به زندگي بزرگان ما را متوجه اين امر مي‌كند كه انسان متدين در جامعه مراقب رفتار و كردار خود بايد باشد تا مبادا ازو گزندي به ديگران برسد. شايد هيچ‌گاه نتوان تعريف جامعي كه بتواند همه مصاديق روشن رعايت كردن يا نكردن حقوق شهروندي را شامل شود، ‌نمي‌توان ارائه كرد، اما مي‌توان براي نهادينه كردن فرهنگي كه تمام اين موارد را دربرگيرد تلاش كرد.
همه مي‌توانند با رعايت نكات ساده زندگي شهري خوبي براي خود و ديگران رقم بزند، بدون اينكه مزاحمتي براي ديگران ايجاد كند، حقوق شهروندي آنها را نيز رعايت كند. چنين فرهنگي نياز به تعريف و تدوين از سوي نهاد يا سازمان خاصي ندارد بلكه همه با چنين فرهنگي آشنايي دارند. در واقع حقوق شهروندي پديده جديدي نيست. نيازي است كه در ابتدا با آن آشنا بوده‌ايم و از ديرباز با عنوان همسايه‌داري به رعايت آن توصيه شده‌ايم. هر چند در زندگي روزمره با جنبه‌هاي جديدي از آن روبرو باشيم.