شهر مشهد با قدمتي چند صد ساله و برخورداري از ميراث كهن معنوي كه هويت اجتماعي منحصر به فردي را به ارمغان آورده، بدون شك الگويي بايد براي شكل گيري يك كلانشهر باشد كه از تمامي ويژگي هاي مورد نظر بهره مند است.
هويت تاريخي، پشتوانه مذهبي، فرهنگ غني، انديشمندان تمدن ساز، مزيت هاي اقتصادي، همبستگي هاي اجتماعي، جاذبه هاي گردشگري و... همه و همه در مشهد گردهم آمده اند تا شايد در پس اين شاخصه ها بتوان شهري را استوار ساخت كه نمونه اي براي توسعه و پيشرفت باشد. با اين وجود شهر مشهد هنوز تا تبديل شدن به آن نمونه آرماني راه زيادي در پيش دارد كه يكي از عوامل فاصله ساز، عدم باور شهروندان مشهدي به جايگاهي است كه به لحاظ تاريخي و فرهنگي در آن قرار گرفته اند.
اما جداي از تحليل چرايي اين عدم باور به موقعيت ممتاز شهر مشهد به عنوان الگوي شكل گيري يك كلانشهر در كشور كه همچون پايتخت، براي توسعه خود از امتيازات ژئوپلتيك برخوردار نبوده است، به نظر مي رسد كه ابتدا مي بايست به آسيب شناسي رفتار شهروندان مشهدي در رفتارها و كنشهاي شهري پرداخت تا شايد در وراي آن بتوان به تصويري روشن از علت عدم اعتماد به نفس شهروندان در قرار گرفتن در مرتبه آرماني شهرنشيني در كشور رسيد. به اين ترتيب در اين گزارش تلاش مي شود تا در راستاي تبيين ويژگي هاي مشهد به عنوان "شهر بهشت"، يكي از آسيب هاي جدي شهري كه هر يك از ما تاكنون با مواردي از آن برخورد كرده ايم مورد تحليلي و بررسي قرار گيرد چراكه به نظر مي رسد تا تك تك شاخصه هاي يك شهر الگو مورد نقد قرار نگرفته و به ارزيابي كارشناسانه گذاشته نشود، نمي توان به جايگاهي كه مشهد شايسته آن است رسيد.
بر همين مبنا در اينجا معضل "تخريب اموال عمومي" توسط عده اي از شهروندان در مشهد كه آسيبي جدي براي رسيدن به "شهر بهشت" محسوب مي گردد، مورد بررسي قرار گرفته تا در پس اظهارات شهروندان، كارشناسان و مسوولان افقي تازه تر در حفظ اموال عمومي در شهري آرماني تصوير شود.
خانواده ها و فراموش كردن تربيت فرزندان
براي بررسي اين موضوع ابتدا به سراغ شهرونداني مي رويم كه زيان كننده اصلي در تخريب اموال عمومي هستند.
يكي از كسبه هاي مشهدي در اين زمينه معتقد است: خانواده ها نقش خود در تربيت فرزندان را فراموش كرده اند و به همين دليل است كه كودكان و نوجوانان معمولا نقش اصلي در تخريب اموال عمومي را بر عهده دارند. وي كه 53 سال سن دارد، مي افزايد: زماني كه ما بچه بوديم، پدر و مادرمان به ما ياد مي دادند كه چگونه حرمت ديگران را نگاه داريم و تلاش كنيم كه به وسائلي كه در اختيار عموم است آسيبي نرسد تا خودمان هم زيان نبينيم، اما در حال حاضر خانواده ها به خاطر برخي تبليغات، فكر مي كنند كه بچه ها در مدرسه و پاي تلويزيون همه چيز را ياد مي گيرند و ديگر لازم نيست آنها چيزي به كودكان خود ياد دهند كه اين البته تصوري نابجا است.
يكي ديگر از شهروندان كه خانمي 35 ساله و كارمند يك بانك خصوصي است نيز مي گويد: به نظر من اصولا در جامعه با معضل بي تفاوتي روبرو شده ايم. يعني مردم به منافع اجتماعي توجهي نداشته و فقط به فكر منافع ملموس و فردي خود هستند.
وي ادامه مي دهد: اينكه ديگران از يك كار چقدر زيان مي بينند براي عده اي مهم نيست و اصلا متوجه نيستند كه با عدم رعايت برخي مسائل خودشان هم دچار آسيب مي شوند.
وي به عدم رعايت حقوق ديگران در رانندگي يا بي توجهي به حقوق همسايه اشاره كرد و يادآور شد: بي احترامي به حقوق ديگران نه فقط در تخريب اموال عمومي مانند آسيب رساندن به كيوسك هاي مخابراتي، از بين بردن صندلي اتوبوسها، تخريب نماي شهري به وسيله ديوار نويسي ها و... كه در از بين بردن اعصاب و عمر ديگران نيز متجلي است و اين همه به خاطر بي اهميت بودن ديگر همشهري ها اتفاق مي افتد.
يك دانشجوي كارشناسي آمار دانشگاه فردوسي مشهد نيز بيان مي دارد: مردم معمولا در رفتارهاي خود نياز به الگو دارند اما با توجه به اهميت بحث مقابله با تخريب اموال عمومي شاهد آن نيستيم كه رسانه ملي و يا ديگر تريبونهاي رسمي در رابطه با اين معضل آن طور كه بايد فعاليت چشمگيري انجام داده باشند.
وي مي افزايد: به نظر من خطيبان نماز جمعه، ائمه جماعات در مساجد، معلمان در مدارس، برنامه سازان راديو و تلويزيون و ديگر گروه هاي مرجع در سطح شهر مي بايست به عنوان الگو، اهميت حفظ اموال عمومي را مورد تاكيد قرار دهند و قباحت تخريب وسائل شهري را تبيين نمايند.
يك كارمند مقيم مشهد نيز بيان مي دارد: بايد راه هاي بروز هيجانات در شهر مشهد نهادينه شود و تا وقتي كه جوانان راهي براي تخليه انرژي هاي رواني اضافه خود نداشته باشند بايد منتظر اعمالي چون تخريب اموال عمومي باشيم. وي ادامه مي دهد: به نظر من افزايش برنامه هاي فرهنگي و هنري در شهر و نيز برپايي برنامه هاي شاد و سرگرم كننده عمومي مي تواند نقشي مهم در كاهش ناهنجاري هاي اجتماعي كه خود را در قالب تخريب اموال عمومي بروز مي دهد، داشته باشد.
بي عدالتي، ريشه ناهنجاري
مسوولان محلي در رابطه با تخريب اموال عمومي، پاره اي تبعيض ها را در اين امر دخيل مي دانند و بر رفع آن براي پايان دادن به مشكلاتي مانند تخريب اموال شهري تاكيد مي كنند.
كمال سرويها، رئيس كميسيون حمل و نقل و خدمات شهري شوراي اسلامي شهر مشهد در اين رابطه مي گويد: بعضي از رفتارهاي ناشايست در زمينه تخريب اموال عمومي بازتابي از بي عدالتي هايي است كه در تخصيص امكانات شهري وجود دارد.
وي با بيان اين مطلب كه مسوولان محلي در مشهد تلاش دارند تا زيرساخت هاي توسعه در سطح شهر را به طور عادلانه مهيا كنند عنوان مي دارد: وقتي كه يك جوان اصطلاحا پايين شهري اختلاف امكانات در محله خود با محله هاي بالاشهر را مي بيند، ناخودآگاه نارضايتي خود را از شيوه تخصيص منابع و امكانات رفاهي به صورت آسيب رسانيدن به امكانات مستقر در سطح شهر بروز مي دهد و در واقع چون احساس مي كند كه بعضي از سرمايه گذاري ها تنها براي طبقه مرفه نشين شهري صورت گرفته، مي خواهد كه با آسيب رسانيدن به آن امكانات، خود را ثابت كرده و لزوم تخصيص اين منابع به مناطق ديگر را يادآوري كند.
اين عضو شوراي شهر در همين حال به برنامه ريزي هاي شهري به منظور توزيع عادلانه رفاه در سطح شهر مشهد اشاره كرده و بيان مي دارد: تاكيد ما بر اين بوده و هست كه بهترين اتوبوسهاي شهري در نقاط محروم هم استفاده شود، يا 70 درصد از 56 زمين روباز ورزشي در سطح شهر را به مناطق محروم اختصاص داده ايم. در تاسيس پارك ها هم همين اولويت ها لحاظ شده كه اينها همه به دليل عدم به وجود آمدن شكاف منابع در شهر مشهد برنامه ريزي شده است.
وي لزوم تخصيص بودجه ملي براي شهر مشهد كه به ميليون ها زائر خدمات رفاهي، تفريحي و... ارائه مي دهد را يادآور شده و آن را تسهيل كننده تلاش ها براي رفع برخي نابرابري ها مي داند.
در همين حال يك مقام مسوول ديگر، از كاهش تخريب اموال عمومي در شهر مشهد خبر مي دهد كه به نظر مي رسد نتيجه برخي از همين تلاش ها براي رفع تبعيض در شهر مشهد است.
ضيايي، مديرعامل سازمان اتوبوسراني شهر مشهد مي گويد: تخريب اتوبوسها در مشهد نسبت به قبل به شدت كاهش پيدا كرده و اين به دليل علاقه بيشتر مردم به استفاده از حمل و نقل عمومي است.
به گفته اين مدير شهري، مقايسه آمار آسيب هاي وارده به اتوبوسهاي درون شهري در مقايسه با آمارهاي مشابه 5 سال قبل نشان مي دهد كه شهروندان متوجه شده اند كه آسيب رساندن به اموال عمومي سبب زيان خودشان شده و باعث تحميل هزينه هايي نابجا به شهر مي شود كه اين هزينه ها از جانب مردم بايد تامين شود.
وي بالا رفتن سطح آگاهي ها را سبب ساز بالا رفتن سطح مشاركت عمومي و در نتيجه كاهش تخريب اموال عمومي به 20 درصد مقدار تخريب ها در سال گذشته دانسته و تصريح مي كند: اطلاع رساني به شهروندان از طريق رسانه ها عامل مهمي در كاهش تخريب اموال عمومي محسوب مي شود.
وي همچنين با ارائه آماري از هزينه هاي وارده بر مردم مشهد به دليل تخريب اتوبوسهاي عمومي توسط عده اي معدود از شهروندان خاطر نشان مي سازد: در سال هاي گذشته مردم مشهد از محل اين آسيب ها سالانه يك ميليارد تومان متحمل هزينه شده اند كه در سال جاري اين رقم به 200 ميليون تومان رسيده و با برنامه ريزي هاي صورت گرفته تلاش داريم كه اين رقم تا 5/1 سال آينده به صفر برسد.
وي در همين حال با اشاره به پاره اي ضعف ها در خدمات ارائه شده به شهروندان در برخي مناطق مشهد نيز اظهار مي دارد: با بررسي هاي ميداني، تلاش مي كنيم تا اين مشكلات را به حداقل برسانيم.
اما اين آمارهاي اميدوار كننده در حالي ارائه مي شود كه خليل كاظمي معاون خدمات شهري شهرداري مشهد در رابطه با خسارات وارده به فضاهاي سبز شهري عنوان مي دارد كه از 15 ميليارد تومان بودجه مربوط به نگهداري پارك ها، 5/4 ميليارد تومان آن صرف جبران هزينه هاي مربوط به تخريب فضاي سبز توسط شهروندان مي شود.
وي با اشاره به اينكه 302 پارك در مشهد وجود دارد، سرانه فضاي سبز در شهر مشهد را 8/9 مترمربع دانسته و مي افزايد: در صورت عدم وارد آمدن خسارات عمدي و غير عمدي به پاركها در مشهد، مي توان در سال 5/4 ميليارد تومان به بودجه ايجاد فضاهاي سبز جديد در سطح شهر افزود.
احساس تعلقي كه نيست
با وجود آنكه مديران شهري مشهد از برنامه ريزي ها جهت كاهش تخريب اموال عمومي مي گويند، اما صاحب نظران در زمينه جامعه شناسي شهري، ريشه برخي آسيب هاي وارده به شهر به خاطر تخريب اموال عمومي را در مسائل عميق تري چون عدم احساس تعلق شهروندان به شهري كه در آن زندگي مي كنند مي بينند.
مليحه محمدپور، عضو هيات علمي دانشگاه پيام نور و معاون فرهنگي اين دانشگاه طي گفتگويي بيان مي دارد: درد اصلي در شهر ما كه خود را در آسيب هاي ملموسي چون آسيب تخريب اموال عمومي يا نوشتن يادگاري بر روي صندلي اتوبوسها، ديوار منازل و... بروز مي دهد، اينست كه فرد فرد انسانها در شهر مشهد با جامعه و گردانندگان آن احساس بيگانگي دارند و به علت نداشتن اعتماد كافي به جامعه، و نيز نبودن مشاركت مورد نياز در عمران شهري، خود را متعلق به شهر و مسوول در قبال حفظ آن نمي بينند.
اين استاد جامعه شناسي عضويت شهروندان در نهاد هاي مدني و NGO هاي شهري را باعث بيشتر شدن همبستگي اجتماعي در سطح شهر دانسته و تصريح مي كند: اگر مسوولان راه هاي ارتقاي مشاركت هاي عمومي مردم در توسعه شهري را تقويت نكنند، در آينده با مشكلات عميق تري روبرو خواهيم بود.
وي همچنين يادآور مي شود: شكل گيري يك شهر تنها به ساخت چند خانه و وجود مراكز خريد نيست، بلكه آنچه كه يك شهر را تبديل به "شهر" به معناي واقعي كلمه مي كند، سكونت "شهروندان" است و تا زماني كه مفهوم "شهروند" در مشهد تبيين نشده و گسترش نيابد، با مشكلات متعددي روبرو خواهيم بود.
وي در اين زمينه خواهان افزايش آموزش هاي شهروندي شده و با تقدير از افزايش توجهات به اين ضرورت طي سالهاي اخير مي گويد: يك شهروند در معرفي خود بايد پيش از آنكه بگويد مثلا من پدر هستم، من كارمند هستم يا... مي بايست بگويد من شهروند هستم و اين شهروند بودن وي است كه ديگر شاخصه ها را براي او به ارمغان مي آورد كه اين امر حاصل نمي شود مگر با ارتقاي آگاهي هاي عمومي و تدوين صحيح حقوق شهروندي كه فعاليت هايي در اين زمينه در حال انجام است.
محمدپور همچنين به پاره اي بيماري هاي شخصيتي در سطح جامعه نيز اشاره كرده و مي گويد: بعضي افراد دچار مشكلات مازوخيستي بوده و مي خواهند به خود ضربه بزنند كه ديگر شهروندان بايد مراقب اين افراد باشند و مانع از اين شوند كه مشكلات روان شناختي آنان كل جامعه را تحت تاثير خود قرار دهد.
وي در بخش ديگري از اين گفتگو با بيان اين مطلب كه "در شهرهاي بزرگ انسجام اجتماعي كمتر است" خاطرنشان مي سازد: در كلانشهرها چون مردم شناخته نمي شوند و آبرويشان نمي رود، دست به تخريب اموال عمومي مي زنند و با وجود اين كار در جمع خانواده و يا دوستان گاهي لاف حفظ امكانات شهري را نيز مي زنند، در حاليكه در شهرهاي كوچك چنين نيست و به نظر مي رسد كه تنها راه براي جلوگيري از بي مسووليتي اين افراد نظارت هاي عمومي و تذكرهاي مردمي است.
علي پاكباز خسروشاهي، مديرعامل انجمن مديران مسوول مطبوعات خراسان رضوي معتقد است: يكي از دلائل عمده تخريب اموال عمومي، عدم اطلاع شهروندان از استقلال شهرداري نسبت به دولت است و چون مردم ما همچنان به علت سياست هاي پيشين كشور گمان مي برند كه همه چيز در كشور متعلق به دولت است و خودشان سهمي از اموال عمومي ندارند، آسيب رسانيدن به اموال عمومي و امكانات شهري را مجاز مي شمارند.
وي با اشاره به استقلال مالي شهرداري ها از دولت مي افزايد: شهروندان بايد بدانند كه تمام هزينه هاي شهري در مشهد بوسيله خودشان تامين مي شود و تا اين نكته مورد توجه قرار نگيرد، آنها متوجه نمي شوند كه آسيب رسانيدن به اموال عمومي به زيان مستقيم خودشان است.
اين روزنامه نگار در همين حال سابقه دخالت دولت در تمامي امور را يادآور شده و مي افزايد: حركت كشور طي سالهاي اخير به سمت خصوصي سازي و مشاركت هاي مردمي به علت تامين احساس تعلق مردم به شهر، كشور، منابع و سرمايه هاي موجود است و اين سياست ها در بلند مدت مي تواند بسياري از مشكلات كنوني را كاهش دهد.
غلامرضا تبريزي، پژوهشگر و دانشجوي دكتراي روان شناسي تعليم تربيت نيز در گفتگويي با اشاره به تحقيقي كه در زمينه علل گرايش مردم مشهد به تخريب اموال عمومي كرده است، مي گويد: برخي از عوامل اين تخريب ها به خود شهرداري بازمي گردد. مثلا اگر صندلي اتوبوسي تخريب مي گردد، به سرعت بايد سالم سازي شود چراكه در غير اين صورت مردم به خراب بودن وسائل عادت كرده و ديگر نسبت به خرابي بيشتر آن ها حساسيت نشان نمي دهند.
وي كه عضو هيات علمي سازمان آموزش و پرورش نيز هست، عدم توجه كافي به آموزش هاي شهروندي به خصوص در مدارس را يكي ديگر از علت هاي تخريب اموال عمومي دانسته و تصريح مي كند: بيان حقوق شهروندي و تشريح مسووليت هاي فردي و اجتماعي هر شهروند بايد در كتب آموزشي مدارس گنجانده شود تا در نسل هاي بعد شاهد بروز مشكلات مشابه نباشيم.
تبريزي معضلات رواني برخي شهروندان را نيز در تخريب امكانات شهري دخيل دانسته و بيان مي دارد: در روان هر شخص نفس سركش يا غرايز لذت جوي فرد همواره در جدال با آن بخش از روان است كه ارزشهاي فردي و اجتماعي را يادآوري مي كند، بنابراين در افرادي با باورهاي ارزشي قوي، فرد پس از انجام يك ناهنجاري احساس گناه مي كند و جهت جبران اشتباه خود گام برمي دارد اما در ميان افرادي ديگر كه به دليل ضعفهاي ارزشي احساس گناه نمي كنند، معضلي به نام "ونداليسم" بروز مي يابد كه خطرناك است و به تخريب بيشتر و لذت جويانه مي انجامد.
وي عدم توجه خانواده ها به امر تربيت فرزندان را باعث تضعيف نظام ارزشي افراد دانسته و همچنين الگو نبودن خانواده ها براي فرزندان خود در حفظ اموال عمومي را باعث ادامه دار بودن بي توجهي ها ذكر مي كند.
به عقيده اين پژوهشگر، اولويت داشتن منافع شخصي، لذت جويي هاي غيرمسوولانه، عدم تربيت فرزندان، فقدان الگو و نداشتن آموزش هاي شهروندي باعث بروز ونداليسم در شهر مشهد شده كه اين چالش اجتماعي در بسياري از مناسبات شهري خود را بروز مي دهد.
وي در ادامه اين گفتگو عدم برخوردهاي قضايي لازم با تخريب كنندگان اموال عمومي را يادآور شده و مي گويد: براي مقابله با تخريب اموال عمومي ابزارهاي بازدارنده مناسبي در اختيار نداريم، به همين خاطر تنها در برخي مقاطع خاص مانند بازي هاي مهم فوتبال، شورشهاي شهري و... از پليس استفاده مي كنيم و در مسائل معمول ابزار قابل دفاعي در اختيارمان نيست.
شايان ذكر است كه در همين رابطه يك وكيل دادگستري نيز مي گويد: بنابر قانون، مدعي العموم مي تواند از فرد خاصي به دليل تخريب اموال عمومي شكايت كند، با اين وجود در مشهد كمتر از اين اهرم فشار قضايي استفاده شده است.
اما غلامرضا تبريزي، پژوهشگر، فشارهاي اقتصادي را نيز علت ديگري براي ناهنجاري هاي اجتماعي دانسته و يكي ديگر از علت هاي تخريب اموال عمومي را متوجه شهرداري مي كند و خاطرنشان مي سازد: معمولا در نظام هاي شهري، سياست هاي عمراني به سمت تخريب فضاي سبز مي روند و تا وقتي كه اين معضل وجود دارد، مردم نمي توانند مسوولانه برخورد كرده و به مراقبت از فضاي سبزي بپردازند كه ممكن است تا چند وقت ديگر توسط خود شهرداري از بين برود.
وي ادامه مي دهد: به عنوان مثال وقتي كه خود مديران محلي درختان يك خيابان را قطع مي كنند، چگونه مي توانند به مردم آموزش دهند كه روي تنه درختان يادگاري ننويسند؟
وي در ادامه توزيع ناعادلانه امكانات در شهرها را نيز مسبب تخريب ها دانسته و مي افزايد: امكانات شهري مانند بذرهايي مي مانند كه اگر همه را يك جا بريزيم نمي توانند رشد كنند اما اگر به تناسب توزيع شوند، نه به تبعيض مي انجامند و نه رشدشان متوقف مي شود.
وي ادامه مي دهد: در يك شهر يا بايد كساني را كه از امكانات كمتري برخوردارند، از وضعيت ديگر نقاط شهري ناآگاه نگه داريم كه مي دانيم ناشدني است، يا اينكه امكانات را بر اساس مطالعه آمايش سرزمين توزيع كنيم و در غير اين دو صورت، با ناهنجاري هاي روبه افزايشي روبرو خواهيم شد.
وي در زمينه تخريب اموال عمومي به نكته اي متفاوت نيز اشاره كرده كه ويژه شهر مشهد است و آن عدم احساس تعلق زائران به شهر مشهد و اقدامات غير مسوولانه برخي از آنها در قبال اموال عمومي اين شهر است.
تبريزي به عنوان يك پژوهشگر در اين رابطه ابراز عقيده مي كند: براي زائراني كه چند روز در مشهد هستند و بعد مي روند، فرق چنداني ندارد كه مشهد تميز باشد ياكثيف اما براي شهروندان مشهدي اين موضوع مهم است، بنابراين تمامي نهادهاي متولي اموز زائرين از جمله آستان قدس رضوي بايد در زمينه آموزش زائران در حفظ اموال عمومي در شهري كه منور به نام مقدس امام رضا (ع) است، بكوشند.
مشهد هويت من است
حالا ما مانده ايم و شهري كه هر چه باشد، بازتابي از فرهنگ، شخصيت و هويت ساكنان آن است. بر اين اساس پيش از آنكه از ديگران بخواهيم كه ما را آموزش دهند، از اموال ما مراقبت كنند و با خاطيان برخورد نمايند، خودمان مي بايست به عنوان شهرونداني مسوول، ضامن سلامت شهري باشيم كه در آن زندگي مي كنيم و آن را براي فرزندان خود به يادگار مي گذاريم.
يادگاري ما در اين زندگي نه آن نوشته هاي بدخطي است كه بر صندلي اتوبوسها يا بر روي ديوارها مي نويسيم، بلكه عملي است كه در اين شهر از خود به ارث مي گذاريم تا آيندگان در مورد درستي يا نادرستي اين اعمال قضاوت كنند.
در اين راستا نبايد اين نكته را از نظر دور داشته باشيم كه همه ما در بحران هاي پيش رو به خصوص در تخريب اموال عمومي مسوول هستيم و نبايد آن را تنها به گردن ديگران بياندازيم. ديگراني كه گاه آنها را اراذل و اوباش مي خوانيم و اما به اين نكته نمي انديشيم كه گاه سهم خودمان هم در تخريب اموال عمومي كمتر از چنين افرادي نيست. بنابراين اگر اين گزارش ما را در رابطه با اين معضل شهري كه مانعي در برابر تحقق ايده شهر بهشت است به تامل واداشته، مي بايست اين شعر شاعر بزرگ ايراني، سعدي شيرازي را نيز با خود زمزمه كنيم كه:
همه از دست غير ناله كنند
سعدي از دست خويشتن فرياد...