اِسَّبِت ٢٧ جمادي الثانيه ١٤٣٣
به پورتال شهر بهشت خوش آمدید        دانايي سرآمد همه خوبي ها و ناداني سرآمد همه بدي هاست(پيامبر اعظم(ص))        
  مقالات،گزارش ها و پژوهش ها > گزارش
رایانامه
گزارش
بحران هويت در معماری شهری

تاریخ ایجاد   1387/08/05     بازگشت

شهر بهشت – الهام شمسايي: مسأله هويت شهري يكي از پيچيده‌ترين و بحث‌برانگيزترين مباحث نظري در شهرسازي است. اينكه چگونه مي‌توان هويت شهري را در شهرها و يا عناصر معماري شهري ايجاد كرد و يا ارزيابي نمود؟ اين سوال اساسي بسياري از محققين است كه به دنبال يافتن پاسخ مناسبي براي آن به كنكاش در تاريخ نيز مي‌پردازند. در كشور ما كه يكي از غني‌ترين سرزمين‌ها از نظر بهره‌وري و ميراث فرهنگي است و از نمودهاي شاخص و بارز آن معماري و شهرسازي ويژه و شناخته شده‌اش در سطح جهاني مي‌باشد، ساختن شهرها و توليد معماري از حساسيت خاصي برخوردار است. به خاطر اين است كه نيازمنديم هويت گذشته و امروزين را دوباره بشناسيم و آن را تعريف نماييم. با توجه به اين مطلب كه زندگي امروزه خود را چگونه مي‌خواهيم؟ به فردا چگونه مي‌انديشيم و از گذشته خود چگونه بهره برمي‌داريم؟ و اساسي‌ترين سؤال، آيا چنانچه بخواهيم به تقويت عوامل هويت و مظاهر و تشخيص در شهر سازي و معماري كشورمان بپردازيم، اتكاء صرف به ارزشهاي گذشته كافي است؟ يا اينكه بايد عوامل ديگري را علاوه بر ارزشهاي تاريخي و فرهنگي براي اين برهه از زمان در نظر گرفت؟

شهر مشهد كه به اذعان تاريخدانان، تا قبل از دفن حضرت رضا (ع) هشتمين پيشواي شيعيان، به هيچ عنوان جنبه تاريخي نداشته است، تنها جزئي از خراسان زرخيز و در سال 203 هجري به خاطر مجاورت با قريه سناباد و قريه نوغان محل دفن آن بزرگوار عليه السلام گرديد. اين خود بهترين گواه و قرينه‌اي است كه اين محل قبلاً نامي نداشته است و در كنار نام شهرهاي بزرگ و مهم خراسان آن دوره مانند بلخ و نيشابور نامي به جز مشهد به عنوان محل شهادت متصور نبوده است.

بعد از شكل‌گيري مشهد و سرازير شدن سيل مهاجرين براي مجاورت با حضرت رضا (ع) و نزديكي به مرجع شريف آن بزرگوار، شهر مشهد كم كم شكل گرفته و گسترش پيدا كرد. وجود اقوام و فرهنگهاي مختلف كه هر كدام نيز علاوه بر پايبندي به فرهنگ خود در شهر مشهد نيز ساكن بوده‌اند، باعث شده است تا شهر مشهد از يك فرهنگ يك دست محروم بماند. اين فرهنگهاي مختلف و مختلط عناصر شهر را تشكيل داده و جايي براي تشكيل يك فرهنگ واحد نگذاشته‌اند. اين مسئله علاوه بر لهجه، نحوه پوشش و فرهنگ، بر روي شهر، ساختمانها و معماري مخصوصاً تأثير مستقيمي گذاشته است و باعث شده تا مشهد به مانند اصفهان و يا شيراز و حتي تهران از بناهاي تاريخي و ميراث فرهنگي ادوار مختلف حكومتي به دور باشد و اندك سهمي نيز نداشته باشد.

 

طرح مسأله

از نظر اجتماعي شهرها مكانهاي مناسبي براي شكل‌گيري نهادهاي اجتماعي، اعتلاي ارزشهاي فرهنگي، گسترش و تحكيم روابط و مناسبات اجتماعي و پاسداري از ارزشهاي انساني و هويتهاي محلي و ملي هستند. لذا هويت در محيطهاي شهري به يكي از بحث‌برانگيزترين موضوعات عصر حاضر تبديل شده است؛ تا جايي كه امروز هر كس به طريقي خودآگاهانه يا ناخودآگاهانه در چنگال بي‌هويتي اسير است. بي‌هويتي، ناهماهنگي و يكنواختي كه امروزه بر فضاي شهرها حاكم است و به صورت روزافزوني در حال گسترش است، نه تنها سيماي نامطلوب و محيطي نامأنوس را براي ساکنين ايجاد نموده، بلکه تمامي ابعاد زندگي اجتماعي زيست محيطي را در جوامع شهري تحت‌الشعاع خود قرار داده است. زيرا فرم فيزيکي شهرها در حقيقت هسته جهان اجتماعي است که در تمامي ابعاد جامعه از اقتصاد گرفته تا زيبايي شناختي مؤثر است. تا زماني كه بحران هويت به عنوان موضوعي حل‌ناشدني يا پيچيده فرض گردد، رهايي از شرايط کنوني چندان محتمل به نظر نمي رسد. يکي از دلايل اين فرض آن است که تعريف مشخصي از هويت در دست نيست و همين امر هويت‌بخشي را دشوار و حتي ناممکن جلوه مي‌دهد.

مهندس عرفان مدير طراحي شهري و زيباسازي محيطي با تأكيد بر اين مسئله كه هويت شهري قوانين طلايي خاص خودش را دارد معتقد است: « در عرصه شهرسازي بايد به لبه‌ها توجه شود. مشهد در حال حاضر يكي از حادترين مقاطع زندگي شهري را طي مي‌كند كه بايد به مفهوم دقيق كلمه در مديريت شهري از مفهوم "لبه" بهره گيرد. ما در مشهد ادعا مي‌كنيم كه بخشهاي متعددی سعي مي‌كنند با بهترين كيفيت كار كنند، غافل از اينكه اين اتفاق در بستر شهر در حال افتادن است. كسي كه بيني عمل مي‌كند مجبور است به تناسبات صورت توجه كند، اما ما به اين مسئله مهم توجه نكرده‌ايم. در شهر هر كسي كار خودش را مي‌كند، براي همين است كه ما خيابان خوبي داريم ولي جدول بدي داريم، فضاي سبز خوبي داريم اما به پاركينگها توجهي نشده، مغازه‌هاي خوبي داريم اما پياده‌روها مثل زمين‌هاي باير كشاورزي پر از ناهمواري و نامناسب براي راه رفتن است. اين همان توجه به "لبه" نكردن است.

وي مي‌افزايد: اگر طراحي محيط يك بسته كامل باشد، تمام اين پتانسيلها آزاد مي‌شود و با اين انرژي با كمك هم شهر خوبي خواهيم داشت.

ما بايد بپذيريم كه طراحي شهري فرايند تك‌بعدي نيست و مشاركت مردم را مي‌خواهد، تجزيه و تحليل فضاي پيرامون را مي‌خواهد، بايد به مردم اعتماد كرد و اين اعتماد كردن است كه جواب مي‌دهد. اما چرا با نگاه مچ‌گيري به مسائل در حال حاضر نگاه مي‌شود؟

وي با بيان اينكه ما در ايران و بخصوص در مشهد نظام معماري و مهندسي ساختمان نداريم بلكه نظام ساختمان داريم مي‌گويد: در نظام ساختمان با اين فضاي شهري هر كسي مي‌تواند ساخت و ساز كند. اينجا معمار طرحش را مي‌دهد، اما سازنده به راحتي در آن دخل و تصرف مي‌كند. اينجا قبل از پايان كار و حتي سفيدكاري خانه معامله مي‌شود، واگذار مي‌شود و خانواده مي‌نشيند. در حاليكه در نظام معماري و مهندسي ساختمان در تمام دنيا، هر جايي نمي‌توان ساخت و ساز كرد، در طرح معمار كوچكترين دخل و تصرفي نمي‌توان صورت داد و تا شهرداري مجوز پايان كار ندهد، حتي مجوز معامله و واگذاري هم وجود ندارد. حلقه‌هاي مفقوده شده زيادي در نظام مهندسي ساختمان در كشورمان داريم و اين حلقه‌ها در مشهد نمايانتر است. زيرا مشهد نسبت به شهرهاي ديگر مسأله مهاجرپذيري بيشتري دارد.

مهندس عرفان بحث مهاجرت را به شهرهاي بزرگ با تغييرات بزرگ شهري مرتبط مي‌داند و معتقد است: خصوصيت شهرهايي كه در اردوگاه سياسي و مذهبي جهان سوم هستند اينگونه است كه با جراحي‌هاي بزرگ شهري همراه است. در كشورهاي بزرگ غربي اينگونه نيست. بلكه بهسازي محيط به مفهوم دقيق كلمه شكل مي‌گيرد و ارتقاي محيطي كه صورت مي‌گيرد. در حاليكه در كشورهاي جهان سوم شاهد جراحي‌هاي بزرگ شهري هستيم. نمونه وسيع، تخريب بافت پيرامون مدينه‌النبي و بيت‌ا...الحرام و تخريب عتبات عاليات است كه به عنوان جراحي‌هاي بافت شهري تخريب شده است. در كشورهاي جهان سوم اين اپيدمي شده است كه تحمل بهسازي را ندارند و حلقه‌هاي مفقوده براي بهسازي آنقدر زياد است كه مجبور به تخريب و اين جراحي‌هاست كه البته تبعات اجتماعي خاص خودش را دارد. متأسفانه بافت اطراف حرم نيز نه تنها فرصتي براي معماري مشهد نيست كه تبديل به تهديد امنيت شده است.

مهندس عرفان بافت اطراف حرم را بافتي سنتي و قابل تأمل مي‌داند، ولي اذعان مي‌كند: هويت شهري از بسياري چيزها شكل مي‌گيرد كه يكي از آنها يكساني جمعيت است. مشهد به لحاظ جمعيتي با 700 هزار حاشيه‌نشين، تنها شهري در ايران است كه سيل مهاجرپذيري دارد كه به عشق امام رضا ساكن مي‌شوند يا محلات جغرافيايي را شكل مي‌دهند و يا بصورت شناور در شهر ساكن مي‌شوند، ولي به فرهنگ مبدأ خود پايبندند. فرهنگهاي مختلف ترك، فارس، افاغنه، بلوچ، كرمانج و تركمن‌ها، همه معماري و زيبايي‌شناسي‌هاي مختلفي دارند كه نيازمند يك مديريت واحد است. اگر بخواهيم مشهد را با شيراز و اصفهان مقايسه كنيم بي‌انصافي كرده‌ايم. چون هم اصفهان و هم شيراز فرهنگ غني از توجهات حاكميت را در چندين قرن پشت سر خود دارند و از لحاظ جمعيتي و وسعت قابل مقايسه با مشهد نيستند و در غناي توجهات قبلي توانسته‌اند اين تغييرات فرهنگي را هضم كنند و بپذيرند. اما مشهد هميشه ويران شده، چون در سرحدات تمدن ايراني بوده است و پاسخگوي حملات مغول‌ها، ترك‌ها و غزها . اصفهان و شيراز معماري ديرپايي دارند، اما ما هميشه تخريب شده‌ايم و به قيمت تخريب ما آنها مانده‌اند.

وي مي‌افزايد: حكومت اقتدار مي‌آورد، اقتدار امنيت و امنيت تجارت را مي‌طلبد. تجارت با خودش ثروت و رفاه و رفاه، معماري را مي‌طلبد. اين فرايندي است كه دويست سيصد سال طول مي‌كشد و بنابراين بايد گفت در مشهد كمتر اتفاق افتاده.

عرفان معتقد است در مسئله هويت شهري حداقل در كوتاه مدت نمي‌توانيم كاري كنيم و يا هويتي خلق كنيم، چرا كه تعريفي چندجانبه دارد. اين تصاوير ما هستند كه هويتها را مي‌سازند، مثل خيابان ملك‌آباد و يا فلكه پارك مشهد و يا ميدان امام حسين تهران و يا ميدان اميرچخماق يزد. اينها علاوه بر تصاوير ذهني ما هويت آنها را تعيين مي‌كنند.

جداي از صحبتهاي مهندس عرفان بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه امروزه هويت شهري، همچون حلقه‌اي گم شده است و شهرها نه بر پايه هويت اصيل خود، بلكه بر پايه تقليدهاي بدون انديشه از مظاهر غربي و الگوهاي مدرن بدون توجه به الگوهاي بومي در حال شكل‌گيري و گسترش‌اند. در واقع دوران مدرنيزاسيون را مي‌توان به عنوان سرآغاز گسست و كمرنگ شدن توجه به ابعاد هويتي شهرها و زندگي اجتماعي شهري در نظر گرفت. اين شيفتگي به مظاهر غير بومي، به فراموشي سپردن مظاهر اصيل بومي انجاميده است. اما اين ميان كساني هم هستند كه با اين تغييرات نه تنها موافق بلكه ضرورت شهري چون مشهد مي‌دانند. مهندس رئيسي، رئيس نظام مهندسي استان و توسعه و عمران آستان قدس رضوي معتقد است: معماري اسلامي و ايراني اين نيست كه گنبد و رواق و كاشي‌كاري داشته باشيم؛ بلكه در معماري اگر رعايت نگاه به همسايه و محرميت زندگي را كرديم، مي‌شود معماري اسلامي نامگذاري كرد. در منظر شهري نيز اگر فضايي در شهر به وجود آمد كه چشم‌نواز و زيبا بود، مي‌توانيد اسلامي نامگذاري كنيد.

مهندس رئيسي در رابطه با نماي ساختمان‌ها معتقد است كه معماران تمام تلاش و كوشش خود را در يك طرح به كار مي‌برند تا به نحو احسن كار انجام شود. اما اگر مي‌خواهيم شهري با يك نماي واحد و يكسان داشته باشيم، نيازمند طرح جامعه تفضيلي است كه بدست يك واحد خاص و يا شهرداري هم نيست، بلكه زير نظر نهاد طرح توسعه مشهد در يك مجموعه 14 نفري از ارگان‌هاي شهري مسكن و شهرسازي شهرداري و نظام مهندسي تشكيل و انجام وظيفه مي‌كند. ولي براي رسيدن به بحث منظر اگر بخواهيم پيشرفتي داشته باشيم، در سالهاي آتي بايد به اين مسئله بپردازيم.

وي اذعان مي‌كند: در نما هم اكنون هيچ‌گونه محدوديتي وجود ندارد و تنها در ارتفاع اين محدوديت هست كه آن هم قابل تلورانس است و اين نيازمند يك مديريت شهري بسيار منسجم است. اين عدم تجانس را بايد در طرح تفضيلي ديد تا در خيابانهاي جديدالاحداث و يا بازساي خيابان‌ها و اماكن و خانه‌ها صورت گيرد؛ اما متأسفانه هنوز هيچ طرحي در اين زمينه در دستور كار نيست.

رئيس نظام مهندسي استان هويت شهري مشهد را نه در خيابان‌ها بلكه در ارائه امكانات و خدمات مناسب به زوار مي‌داند و مي‌گويد: وقتي وارد مشهد مي‌شويد چه در فرودگاه و چه در ايستگاه قطار، يا در جاده‌هاي منتهي به مشهد، به شما با تابلو و يا هر چيز ديگر اعلام مي‌شود كه وارد مشهد شده‌ايد و گنبد و بارگاه پيشواي هشتم ما مقدس‌ترين مكان‌ها به شما اين نشاني را مي‌دهد كه اينجا مشهد است. پس نيازي به المان و ديگر چيزها براي يادآوري نيست. چون اينجا مشهد است و شهري با سالانه بيش از سي ميليون زوار. شهر مشهد شهري تاريخي نيست كه مانند اصفهان معماري تاريخي داشته باشد و يا فصلي پذيراي زوار و سياحان باشد. بايد سعي كنيم زائر به راحت‌ترين روش اسكان پيدا كند و راحتي او در اولويت باشد. وي نسبت به اين مسأله كه بايد در طراحي خيابانها و بافت اطراف حرم تجديد نظراتي صورت پذيرد معتقد است و مي‌گويد: ما بايد در نزديك‌ترين فاصله و در بهترين شرايط مكان اقامتي براي زوار را فراهم كنيم. بايد در خيابان‌هاي منتهي به حرم مطهر تجديد نظراتي صورت گيرد و بارگذاري‌ها بگونه‌اي باشد تا 30 ميليون زائر را اسكان دهد.

وي در رابطه با بافت فرسوده اطراف حرم نيز معتقد است كه هويت شهري مشهد خيابان‌هاي باريك و كثيف و خانه‌هاي مخروبه قديمي (نه تاريخي) نيست، بلكه آنچه داريم و بايد داشته باشيم ارتباط و فرهنگ و نحوه برخورد كسبه مشهدي با زائر است كه بايد تغيير كند و مشهد را با مهمان‌نوازي و مهمان‌دوستي بدانند، نه با خداي ناكرده چيزهاي ديگر. اگر واقعاً ميراث فرهنگی معتقد است اماكن تاريخي در اطراف حرم و در بافت فرسوده وجود دارد، هزينه كند و آنها را نگهداري كند و شروع به ترميم كند وگرنه اين بافتي كه الان در اطراف حرم وجود دارد هيچ‌گونه سنخيتي با حرم مطهر و بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) ندارد.

رئيس نظام مهندسي استان در رابطه با نماهاي جديدي كه با آلومينيوم و آلياژهاي جديد و با طرح‌هاي مدرن در شهر ديده مي‌شود نيز معتقد است كه بسيار اين مصالح براي شهر مشهد مناسب است. زيرا مشهد شهري زلزله‌خير است و اين مصالح به خاطر سبكي و زيبايي بسيار براي ساخت و ساز مناسب هستند، هم از نظر قيمت و هم از نظر سادگي كار به نفع سازنده و معمار است. اما معماران شهري هم نظراتي در اين رابطه دارند. سيدمصطفي صالحي دكتراي معماري از آمريكا معتقد است: بناهاي موجود در مشهد متناسب با يك شهر مذهبي نيست. وي مي‌گويد: سيماي شهري از سوي شهرداري متأسفانه تعريف نشده است و هر كس بخصوص در خيابان‌هاي منتهي به حرم مطهر با هر سليقه‌اي اقدام به احداث بنا كرده است. وي مي‌افزايد: شهرداري مشهد بايد مكانيزم مناسبي را براي معماري شهري انتخاب كند و اگر مي‌خواهيم شهري آرام و با چشم‌اندازي زيبا داشته باشيم، بايد حتماً به معماري شهري و تركيب ساختمانها اهميت بدهيم.

"يكي ديگر از معماران شهر مشهد هم معتقد است: شهر مشهد در حال از دست دادن سابقه سنتي معماري خود است و به سوي يك معماري تقليدي پيش مي‌رود. مهندس پورهمت معتقد است معماري كنوني مشهد بيشتر تحت تأثير الگوهاي ساختماني دبي و بناهاي تهران و اروپايي است. متأسفانه اسير علايق كارفرما شدن و تقليد از يكديگر باعث شده تا ارزش‌هاي واقعي معماري از بين برود."

در واقع فقدان آشنايي لازم و نيز فقدان اهميت به ضرورت وجود الگوهاي بومي باعث شده تا در طرح‌هاي توسعه شهري واقعيات به فراموشي سپرده شود. از سوي ديگر، رواج روزافزون فرهنگ غربي به دليل احاطه جامعه توسط ابزارهاي تكنولوژيك كه باعث هجوم گسترده الگوها و فرهنگ ناآشناي غربي شده، باعث شده تا امروز هويت و ابعاد هويتي از بيرون جسته شود. مردم ما نيز مردمي با اصطلاحات و غذاها و حتي پوشش مدرن و غربي خو گرفته‌اند. اين مجموعه باعث مي‌شود تا در عصر پيش رو خويشتن را گم كنيم. يك انفصال آشكار بين معماري، فرهنگ، انديشه و تاريخ به وجود آمده است كه اين نيز ناشي از همان گسست تاريخي دوران مدرن است.

در كتاب معماري دكتر پيرنيا پدر معماري ايران مي‌خوانيم كه در معماري اسلامي-ايراني نسبت قالب و محتوا همچون نسبت روح و كالبد در بنيادهاي جهان‌بيني آن است. در شهرهاي ايراني-اسلامي، فرم به تبع معنا تعريف مي‌شود و كالبد هويت خود را از محتوا اخذ مي‌كند و اين متأثر از همان بنيان‌هاي نظري هنر معماري اسلامي-ايراني است. در اين معماري صورت تجسم معناست و نه مغاير با آن. سؤال اين است كه با توجه به توسعه و گسترش روزافزون نقاط شهري، در ساخت و توسعه شهري، ساختار فضاهاي شهري برپايه كدامين محتواي فلسفي شكل مي‌گيرد؟ اصولاً در توسعه شهري چون مشهد به كدامين بنيانها و ابعاد هويت توجه شده است؟ هويت شهري مشهد را بايد در كجا جستجو كرد؟ به عبارتي از كجا به كجا رسيده‌ايم و به كجا بايد برسيم و چه چشم‌اندازي را براي شهر ترسيم نموده‌ايم؟



نظرات در مورد:

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر

     
   
     
منو كاربري

 

   
ثبت نام   بازیابی رمز عبور؟
تعداد بازدید امروز: 864
تعداد بازدید دیروز: 2654
تعداد بازدید هفته: 12548
تعداد بازدید ماه: 32416
تعداد بازدید هفته قبل: 15672

Membership اعضای سایت:
Latest New User آخرین : aftab
New Today امروز : 0 نفر
New Yesterday دیروز : 0 نفر
Overall Users تعداد اعضا : 314 نفر

People Online بازدیدکنندگان آنلاین:
Visitors مهمانان : 1 نفر
Members اعضاء : 0 نفر
Total Users مجموع : 1 نفر

Onine Now Online Now:

تمامی حقوق سایت متعلق به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد است