شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ از آن زمان كه پنجره هاي چوبي ، ديوارهاي كاهگلي و حوض هاي چند متري تزئين بخش حياط هر خانه اي بود سال ها گذشته و اكنون جاي خود را به چهار ديواري هايي بخشيده كه هر روز به سبكي خاص و شكلي قارچ گونه صورت جديدي به خود مي گيرند، يك روز به شيوه مدرن ، يك روز به شيوه معماري اروپايي ويك روزديگر .... و در واقع نامي هم كه اين جريان به خود ميگيرد توسعه تمدن شهري ميباشد.
امروزه آن چه در پيكره هويت شهري مشاهده مي شود كمتر نشاني از هويت منسجم و زيباي شهرها ي كهن ما را در خود دارد ، همان هويتي كه نقش آن درآجرهاي بي شمار بناهاي كهن به يادگار مانده است.
به طور قطع شهرها و فضاهاي شهري گذشته از اتصال شخصيت و هويت ويژه اي برخوداربودند ، مفاهيمي كه نهايتا منجر به تعريف مفاهيم بزرگتري چون تعلق خاطر و حس شهروندي مي گشت، در حالي كه آن چه از اغلب شهرهاي كنوني ما در ذهن عموم شكل مي گيرد جز مجموعه اي ازخيابان ها ، پارك ها ، ساختمان ها و برج هاي بلندي كه ريه هاي تنفسي شهر را گرفته اند نيست.
از آن جايي كه شهرها ، از نظر اجتماعي مكان هاي مناسبي جهت شكل گيري نهادها ،اعتلاي ارزش هاي فرهنگي ، تحكيم روابط و مناسبت هاي اجتماعي و پاسداري از ارزش هاي اجتماعي و هويت هاي ملي به شمار مي آيند ، لذا برخورداري آن ها از هويت به يكي از موضوعات مهم عصر حاضر تبديل شده است تا جايي كه هر كسي به طريقي خودآگاه و ناخودآگاه در چنگال نگراني بي هويتي اسير است.
بي هويتي و ناهماهنگي هايي كه امروزه بر فضاي شهر ما حاكم است و به صورت روز افزوني در حال تحكيم است نه تنها سيماي نامطلوب محيطي نامانوس را براي مردم ايجاد نموده ،بلكه تمامي ابعاد زندگي اجتماعي زيست محيطي را نيز تحت شعاع خود قرار داده است.وآنچه در اين راستا مهم مي باشد اين است كه بياييم و هويت گذشته و امروزي خويش رابشناسيم و آن را تعريف نماييم.
آن چه در ادامه مي خوانيد پرداختن به مفهوم هويت از منظر ادبيات ، هنر ، مذهب و جوان است كه با ارائه نظرات مردم و كارشناسان مربوطه تدوين شده است:.
ميراث مكتوب ملتها
بدون شك زبان وآثار ادبي بعد مهمي از ميراث مكتوب هر ملتي به شمار مي آيند و به عنوان يك محصول اجتماعي ، ابزار و وسيله ارتباطي در توليد فرهنگ و هويت هر جامعه نقش قابل توجهي ايفا مي كنند، به گونه اي كه مجموعه ها ، ديوان اشعار و آثار منثور ادبي كهن و معاصراز دير باز در تقويت فرآيند هويت يابي تاثير شگرفي داشته و دارند.
" اگر چه رشته تحصيلي اش هيچ ارتباطي با ادبيات فارسي ندارد اما سررشته خاصي در شعر و شاعري دارد كه سبب شده يك كتاب هم در اين زمينه به چاب برساند ، امير حسين زماندوست كه معتقد است مشهد از بستر ادبي خوبي برخورداراست اما نتوانسته از آن در جهت تقويت هويت خود بهره جويد مي گوبد: مكان ها و نمادهاي ادبي و بومي ما مثل آرامگاه فردوسي ،مقبره مهدي اخوان ثالث ، آرامگاه نادر و... مي توانند در هويت بخشي اين شهر بسيار تاثير گذار باشند اما متاسفانه عواملي چون سوء مديريت كارآمد، تفاوت هاي فرهنگي و...باعث شد ه نتوانيم در اين زمينه به جايگاه مطلوب و قابل انتظاري برسيم.
"سيد مهدي مهدويان هم از آن دست افراد قديمي و با تجربه شهرمان است ، در حالي براي گفت و گو به سراغ او مي رويم كه مشغول كتابخواني در يكي از پارك هاي محله اي است: او در پاسخ به سوال ما پيرامون اين موضوع ابتدا چند لحظه اي را به نقطه اي دور خيره مي شودو سپس در حالي كه عينكش را بر روي چشمانش مرتب مي كند سراسيمه مي گويد: ما در كشوري زندگي مي كنيم كه ادبيات و پژوهنده هاي ادبي در آن بسيار زيادند و سرشناس ، به طوري كه همه جهان از آنان به خوبي ياد مي كنند اما متاسفانه خود مانسبت به اين موضوع غافليم، براي همين متاسفانه هنوز مي بينيم كه فردوسي با آن شكوه و عظمتش در مشهد غريب است ، تا جايي كه حتي من ديدم بعضي از ساكنان شهرهاي ديگر اصلا نمي دانند كه فردوسي در مشهد وجود دارد.
او مي افزايد: هويت ما به اين است كه بياييم ونقش فردوسي را همانطور كه حافظ درشيرازاست پررنگ و باعظمت نشان دهيم تا مردم با اين شاعر معاصر و بزرگ تاريخ بيشتر آشنا شوند.
"سردبير مجله "خط سوم" و"مديرموسسه "دُرّ دَرّي" در خصوص نقش و جايگاه ادبيات درهويت بخشي شهر مي گويد:بدون شك هر شهري شناسنامه فرهنگي مردمان آن شهر به حساب مي آيد لذا سيماي هر شهربايد معرفي كننده و در برگيرنده هويت فرهنگي ،ديني ،ادبي و هنري آن مردم باشد.
سيد ابوطالب مظفري ادامه مي دهد:خراسان و مشهد يكي ازاركان قديمي ادبيات فارسي كهن كشور ماهستند به طوري كه بسياري از شاعران و عارفان بزرگي كه در جهان درخشيدند ،زاده وبزرگ شده اين شهر بودند لذا سيماي اين شهر بايد معرف و روشن كننده اين ادبيات باشد.
وي خاطرنشان مي سازد:قاعدتا تابلوها ي تبليغاتي شهر،عناوين كوچه وخيابانهاو.... بايد معرفي كننده ادبيات كهن و تاريخي ما باشند كه متاسفانه اين مسئله به شدت در مشهد ناديده گرفته شده به طوري كه آن گونه كه شاهديم ،متاسفانه هم اكنون بسياري ازتراكت هاي تبليغاتي ما تكنولوژي و ادبيات بيگانه رابيشتر به نمايش مي گذارند تا ادبيات خودمان را.
مظفري تصريح مي كند: فردوسي كه يكي از مفاخر بزرگ ادبي جهان در اين شهر به شمار مي آيد، آن طور كه شايسته است به مردم شناسانده نشده به طوري كه هم اكنون بيش تر حكم يك موزه را براي بازديد عموم دارد، در حالي كه نبايد در اين حد خلاصه شود چرا كه فرهنگي كه در شاهنامه است بسيارغني است و جزء جزء آن حرف هاي بسيارزيادي براي گفتن در زندگي دارد.
سيمايي فراتر از سياه و سفيد
هنر معماري شهرها، در همه جاي دنيا ،بخشي از هويت بومي و فرهنگي يك جامعه را به نمايش مي گذارد به همين اعتبار حتي مي توان ازروي مشاهده يك عكس يا تابلوي نقاشي و يا بعضي از بناهاي معماري به هويت شهري واقف شد.
"هنر" بحث زيبايي شناختي و ذائقه شهري به حساب مي آيد ، به طوري كه بدون آن هرچقدر هم كه داراي فرهنگي غني باشيم باز هم در سياه و سفيد غرق خواهيم بود، به اين ترتيب اگر عنصر هنر در شهري متجلي نباشد آن شهر داراي رنگ نخواهد بود و شهري هم كه رنگارنگ نباشد افسرده و دل مرده است.
"همانطور كه مي گويد، هم اكنون 14 سال است كه به كار نماكاري ساختمان ها مشغول است، هرچند كه به تازگي به دليل تجربه و تكنيك بالايش به انجام نماهاي زيبايي شهري نيز مي پردازد اكبرعلي كرماني كه شهر مشهد كنوني را از هويت گمشده اي برخوردار مي داند براين عقيده است: براي اينكه شهري دچار سيماي مصنوعي و اغتشاش آورنشود بايدعناصر مختلف هنري چه از حيث معماري ،چه نقاشي و عكاسي و....رادر آن بگنجانيم چرا كه هنر شهر را زنده و شاداب نگه مي دارد و آن را باارزش و زيبا مي سازد.
او در حالي كه لحظه اي مكث مي كند با انرژي مضائف ادامه مي دهد:به نظر من بكارگيري مجسمه ها، نقاشي ها و هنرهاي ديگر شهري نه تنها به غناي بصري شهرو فضاي اجتماعي كمك مي كند بلكه به عنوان نمادها و نشانه هايي ازاين فرهنگ و هويت جمعي ما نيز قابل استناد است و از اين بابت است كه بايد رويكردي تازه و جدي به اين مقوله داشته باشيم.
در قالب اين مبحث تصميم مي گيرم به سراغ يكي از دوستان قديمي ام كه چند سالي است در حيطه هنرمعرق كاري دستي دارد، بروم وقتي بالاخره با كلي پرس و جواورادر كلاس آموزشي اش پيدا مي كنم مشغول برش دادن چوبي است بروي صندلي مقابل او مي نشينم ، افسانه غياثي در حالي كه ابزار مربوط به كارش را جمع و جور مي كند، شمرده و آهسته شروع مي كند به صحبت : ما اگر دقيق حساب كنيم مي بينيم كه در هيچ كجاي شهر آن طور كه انتظار مي رود از آثار هنري هنرمندان توانمند ايراني استفاده نشده و فكر مي كنم يكي از دلايلي كه با بحران هويت مواجه شده ايم بي توجهي به همين مسئله است.
او ادامه مي دهد: سيما و مناظر شهري بخش ملموس و آرامش آوري در شهرها هستند كه تبلور بصري و معنايي ، كه فضا را شكل مي دهد در آن ها ديده مي شود ،از اين رو اگر آثار مختلف هنري در شهري وجود داشته باشد مطمئنا مردم امروزي ما كه بيشتر درگير كارها ومسائل ذهني و پيچيده شده اند مي توانند به زندگي آرام ترو بانشاط تري دست يابند.
"محمود فرهنگ ، مدير اداره برنامه تئاتر تهران " معتقد است: هنر بخش بزرگي از فرهنگ هر كشوري است لذا پاسداشت آن براي بقا و اعتلاي كشور از ضروريات و بديهيات به شمار مي رود زيرا كه از طريق هنر هويت يابي زائيده مي شود.
وي مي افزايد: هنر يكي از ابزارهاي بسيار عظيم و باارزشي است كه مي تواند به اعتلاي فرهنگ شهري كمك كند و در واقع تاثيرات شگرفي را در آموزش شهروندي ،بلوغ فكري و فرهنگ شهرنشيني بوجود آورد كه از بارزترين اين هنرها مي توان به هنر زيباي نمايش اشاره كرد.
او تاكيد مي كند: تاثير هنر نمايش در هويت بخشي شهر به اين دليل كه مي تواند در ساير فضاهاي عمومي از قبيل پارك ها ، ميادين تفريگاهها و... اجرا شودو مردم نيز از آن استفاده نمايند در مقايسه با ساير هنرها دوچندان است.
فرهنگ در پاسخ به اين سوال كه در حال حاضر هويت جامعه ما در چه جايگاهي قرار دارد ادامه مي دهد:طي 30 سال گذشته ما در مقوله هنر شهري پيشرفت زيادي نداشته ايم به طوري كه حتي مي توان به جرات گفت فضاهاي هنري و فرهنگي فعلي كشورمان همان فضاهاي قديمي است و اگر گامي هم در اين زمينه برداشته شده در جهت استفاده درست نبوده است.
او خاطرنشان مي كند: يكي از راه هاي تقويت هويت در جامعه اين است كه شهرداري بيايد و در باب اعتلاي فرهنگ اين گونه نمايش هاي خياباني را كه به راحتي و سهولت قابل اجرا در هر زمان و مكاني است و نيز موضوعات مورد نظر شهرهاي كوچك و بزرگ را حتي با در نظرگرفتن نيازمندي هاي وزارت خانه ها چه از لحاظ فرهنگي و چه آموزشي بيان مي كند را اعتلا بخشد.
حافظهاي فراموش نشده
هويت ديني در جامعه از يكسو شامل پايبندي افراد به وجوه دين و ارزشهاي مذهبي است و از سوي ديگر بيانگر دلبستگي جمعي و عمومي افراد به شعاعر و مناسك دين مي باشد وهمانا مشاركت و تمايل عملي انسان ها به ظواهر آيين ها و مراسم مذهبي و ديني را نيز بالا مي برد .
امروزه با توجه به شدت يافتن فرآيندهاي توسعه و تكنولوژي در جامعه كنوني ، مذهب همچنان در تمام ابعاد خود به عنوان منبعي مهم جهت هويت ومعنا بخشي در جهان به شمار مي آيد.حال براي بررسي ابعاد هويت از ديدگاه دين هم با دو نفر از شهروندان صاحب نظر شهرمان به گفت وگو مي نشينيم : سجاد شمايلي زاده كه هويت اصلي اش مربوط است به يكي از شهرهاي يزد براين نظر است : هر سال در همين روزها يعني ايام سوگواري امام حسين (ع) با تعدادي از دوستانش سرگرم احداث و آماده سازي مراسمات مربوط به محرم مي شود. او با بيان اين جمله كه دين پايه و اساس هويت در هر شهري است با انتقاد مي گويد: متاسفانه در حال حاضر با گسترش تكنولوژي و ورود فرهنگ ضد ارزشي غرب، جامعه ما كم كم دارد با مذهب فاصله مي گيرد ،كه اين مسئله مي تواند بسيار بر هويت و باورهاي ما لطمه بزند.
او كه مرتب انگشتان دستش را به مفهوم درك بيش تر كلامش تكان مي دهد، ادامه مي دهد:ما همين كه هر سال روز هاي خاصي را نظير ايام محرم، روزهاي شهادت يا ولادت معصومين پاس مي داريم و اين رخدادهاي بزرگ تاريخي را براي همگان زنده نگه مي داريم گام بزرگي در جهت تقويت هويت مذهبي جامعه بر مي داريم .
سيد فاطمه نرجسي هم كه زني ميانسال است ، نزديك به 7 سال است كه گه گاهي مولودي و روضه خواني مراسمات را برعهده مي گيرد:او اعتقاد دارد: هيچ چيز در دنيا نيست كه مثل دين ومذهب باعث رشد و تكامل آرمانها و هويتهاي يك ملت وشهري گردد،او مي افزايد: مطمئنا دين اگر نباشد نه شهر، سيماي مناسبي دارد، نه معماري، نه ادبيات ونه هيچ چيز ديگري ..چرا كه همه اين ها با محوريت دين و ومذهب سيرت زيبا و ارزشمندي به خود مي گيرد.
مسئول ستاد اقامه نماز دانشكده علوم پزشكي مشهد دراين باره معتقد است: از ويژگي هاي بارز دين اين است كه به تمامي ضرورت هاي بشري پاسخگوست و اصلا فلسفه آمدن دين به خاطر اين است كه انسان ها را به حقايق ضرورت هاي بشري برساند تا بشر با علم به حقايق ،ضرورت ها را كشف كند و آن ها را بدست آورد، بنابراين دين اسلام به همين جهت كاملترين دين ها محسوب مي شود .
قاسم صوري مي افزايد: يكي از ضرورت هاي دين فرهنگ بخشي و هويت بخشي به شهرهاست ،يا به تعبير ديني آن ( فرهنگ بخشي اجتماعي)است گرچه ما در اسلام اشاره مستقيمي به اين موضوع نداريم اما مصاديق دستورات اسلام،خود فرهنگ شهري را تعريف مي كند مثلا در رساله حقوق امام سجاد(ع) بسياري از مردمي كه دريك شهر زندگي مي كنند مطرح شده يا در سفارشات اخلاقي علي (ع) بسياري از فرهنگ هاي شهري و اجتماعي گوشزد مي شود.
وي در ادامه افزود: تصور كنيد كه اگر در يك شهر مغازه ها، خانه ها ، خيابان هاو قوانين آن همه و همه رنگ الهي بگيرد چقدر آن شهرزيبا وآرامش بخش مي شود، چرا كه ديگركسي نيست برروي ديوارمردم يا ساختمان هاي دولتي و.. چيزي بنويسد و آن را زشت كند ، ديگر كسي به خودش حق نمي دهد زباله ها را در اماكن عمومي و خصوصي متعلق به مردم جمع كند و ديگر كسي در رانندگي حق تقدم را ضايع نمي كند به اين ترتيب نتيجه مي گيرم كه اگردين در شهري جاري شود ،مي شود مدينه فاضله و روح حيات و زندگي درآن جا جاري مي شود و از شهري شلوغ و پرسروصدا و نا آرام شهري آرام و فرح بخش مي سازد.
او با اهميت به نقش امام رضا(ع) درفرهنگ شهري مشهد نيزمي افزايد:وقتي تبيين شد كه آمدن دين در حوزه شهري ، شهر نابسامان را حيات مي بخشد وسامان مي دهد بي شك تاثير بخشي وجودامام عظيم الشاني همچون امام رضا (ع) روشن و غير قابل انكار خواهد بود.
صوري تاكيد مي كند : به نظر من يكي از ظلم هاي بزرگي كه ما مردم مشهد در حق امام رضا (ع) روا كرده ايم اين است كه نقش وجودي آن امام رئوف را كمرنگ كرده ايم در حاليكه مشهد مي بايست به خاطر وجود حضرتش، زيباترين شهر، آرامترين شهر ، پاكيزه ترين شهر و متخلص به با اخلاقترين شهرها باشد.
وي وجود حرم مطهرامام رضا(ع) ،در اين شهررابه همچون نگيني تشبيه مي كند و ادامه مي دهد:قطعا هرنگين باارزشي شأنش اين است كه ركاب باارزشي داشته باشد چرا كه اگر انگشتري داراي ركابي زشت و نگيني باارزش باشد زيبايي نگين هم در زشتي ركاب ناديده مي گردد پس بنابراين اين چنين نگيني شايسته شهري زيباتر و مصفاتر از اين است .
جوان و جستجوي هويت
از جمله واژههاي مهم و پر معناي ادبيات جواني مفهوم هويت است ،اين عبارت همزماني آغاز تامل و تفكر در هويت را هويدا مي سازد ،پديده اي كه بعدها به صورت تكوين هويت يا بحران هويت ظاهر مي شود لذا مهمترين سال هاي زندگي يعني دوران جواني عرصه تجلي شكل گيري يا از هم پاشيدگي هويت ميباشد.
جوانان در اين برهه از زندگي به موازات احساس نياز به داشتن يك هويت مستقل از نظر ذاتي دچار يك تحول بي سابقه و مهم مي گردند چرا كه ارزش هاي نسبتا ثابت دوران كودكي آن ها در اين دوره فرو مي ريزد ، بدون اينكه نظام فكري و ارزش خاصي ديگري جايگزين آن شود .
به راستي درست است كه مي گويند جوانان امروزي جامعه ما با هويت و شناسنامه بومي خود بيگانه اند و آن را عاملي جهت فقدان نفوذ و ترقي خود مي دانند براي پاسخ به اين سوال به سراغ دو تن از آنان مي رويم تا نظرشان را پيرامون اين خصوص جويا شويم:.
"اسمش آرتا است ، 23 سال سن دارد و به تازگي مدرك كارشناسي خود را از دانشكده اي در كانادا اخذ كرده ، اوكه زندگي در كشورهاي غربي را نيز تجربه كرده تفاوت است بين هويت ها را به خوبي احساس مي كند : اين 4 سالي را كه در شهرهاي كانادا سپري كردم هيچ نقطه مشتركي از هويت و تاريخ ايران درآن جا مشاهده نكردم ،اكثر مردم آن مرز و بوم تاريخ فرهنگ و معماري اصيل ما را سرآمد همه نمادهاي باستاني و بومي جهان مي دانند و معتقدند آن چه به كشور ما ارزش و جايگاه بخشيده همين هويت و بوميت ما است.
او با مكث كوتاهي دوباره مبحث كلامش را با لهجه اي كه آميخته از واژه هاي فارسي و انگليسي است، شروع مي كند: به نظرمن هيچ يك از برج ها، نمايه ها و ساخت وسازهاي كلاسيك و مدرن كشورهاي غربي واروپايي نمي تواند جاي تنها يك ميدان فردوسي را در مشهد كشور ما بگيرد بنابراين اين موضوع بايد بسيار براي ما حائز اهميت باشد به طوري كه هرگز گمان نكنيم اگر تاريخ و هويتمان را تقويت و حفظ نماييم از غافله تكنولوژي جهاني عقب خواهيم ماند.
" ظاهرش همانند خيلي از جوان هاي امروزي طبق جديدترين مد روز است به طوري كه در نگاه اول به اشتباه به رابطه تنگاتنگ او با تكنولوژي گمان مي بري اما برخلاف آن ،تفاوت فاحشي با خيلي ازجوانان ديگر دارد وآن اين است كه عناصر معماري و پيشينه هاي تاريخي را به شدت برعنصر كلاسيك و مدرن ترجيح مي دهد:
مرجانيزدانبخش كه بر اين باور است در حال حاضر خيلي از مردم ما با مفهوم هويت و فرهنگ گذشته خود بيگانه اند واصلا نمي دانند حتي كلمه هويت به چه معناست ! با جدييت ادامه نظرش را اين گونه بيان مي كند: هر چقدركه ارتباط بين نسل جديد با نسل قديم مستحكم تر و عميق ترباشد به همان ميزان كه ارزش ها و باورهاي ديني و ملي ما تقويت مي شود ،به همان اندازه هم آسايش رواني و بقاي فرهنگي در جامعه و آحاد مردم شدت ميگيرد.
او همانطوركه با بند تلفن همراهش بازي ميكند با قيافهاي حق به جانب ادامه ميدهد: "هر چقدر كه از ايده ها و طرح هاي ابتكاري جوانان در جهت حركت به سوي هويتي پايدار و معماري بومي استفاده گردد، جوانان هم به مثابه آن به ريشههاي تاريخي خود شناخت پيدا ميكنند و به يك باورمشترك ملي وقومي ميرسند."