■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
مقاله   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


مقاله

جايگاه و نقش رسانه‌هاي مكتوب در افزايش مشاركت شهروندان در تأمين هزينه‌هاي شهر

تاریخ ایجاد   1388 يکشنبه 4 مرداد     بازگشت

شهر بهشت – مهرداد ملايي؛
طرح مساله
در دنيايي كه بي­بديل بودن نقش رسانه­ها در آن مساله­اي نيست كه جاي بحث داشته باشد مي­توان به شكلهاي مختلف و از زواياي گوناگون به موضوع اهميت رسانه­ها به­طوركلي و رسانه­هاي خاص به­طور ويژه پرداخت. ازطرفي شهرنشيني روبه تزايد كه باخود حوزه­هايي مثل فرهنگ شهرنشيني، مديريت شهري، اخلاق شهروندي و ...را مطرح كرده است هم يكي از حوزه­هايي است كه صاحب­نظران در آن نمي­توانند و نبايد چشم بر امكانات رسانه­ها در جهت بهبود و ارتقاي كيفيت اداره مسايل شهري ببندند و مديران شهري را از فوايد اثبات­شده تشويق شهروندان به مشاركت در مديريت شهري محروم نمايند. در مقاله حاضر به بررسي نقش رسانه­هاي مكتوب سنتي(شامل روزنامه­ها و مطبوعات چاپي) در افزايش مشاركت شهروندان در مسايل مديريت شهري خواهيم پرداخت و فوايد و نتايج آن را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
 
كليات
وقتي از «شهروندي» صحبت مي­شود منظور موقعيتي فراتر از ساكن­بودن در محيط­هاي شهري است. درواقع بايد ميان شهرنشيني و شهروندي تمايز قائل شد. شهروندي هم يك رابطه است هم يك موقعيت. رابطه است چون شكل تعامل ميان دولت و فرد را در يك جامعه مردمسالار معين مي­كند و موقعيت است چون هم حق ايجاد مي­كند و هم وظيفه. اگر در حوزه بحث مقاله حاضر آن را موردتوجه قرار دهيم، شهروند حق دارد كه از تصميمات، اقدامات انجام­شده، عملكردهاي مالي و فيزيكي، سياستگذاري­هاي پيش­رو و مطالعاتي كه توسط نهادهاي مديريت شهري صورت مي­گيرد آگاه شود و درمقابل وظيفه دارد مقررات زندگي در يك جامعه شهري را بپذيرد و عملي كند و نيازهاي خود را در چارچوب سياستهايي كه پيشتر بعد از طي فرايندهاي قانوني به اطلاع او رسيده­اند مطرح و پيگيري نمايد. شهروند به کسی گفته می‌شود که ضمن آگاهی از حقوق خود واجدتوانایی انتقال، مباحثه و مشارکت باشد و وظایف خویش در قبال حقوق شهروندی را نیز بشناسد و به انجام برساند.
لذا حركت از ماهيت شهرنشيني صرف به موقعيت شهروندي، مثل هر مهارت ديگر مستلزم يادگيري است و براي همين است كه مسوولين شهري بايد زمينه آموزش را براي شهروندان خود فراهم كنند. ايجاد نقش شهروندي به اين دليل براي مديريت شهري اهميت دارد که در جامعه احساس تعلق شهري را ايجاد کرده و به تبع آن مسئوليت پذيري افراد را نسبت به محيط شهري بالا مي­برد.
اساسا نيازها و مسائل مردم و بررسي نگرش آنان در ميزان نقشي که مي توانند در رفع مشکلات شهري داشته باشند، زمينه مساعدي براي برقراري ارتباط منطقي و صحيح بين نهاد خدمت­رسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد ميان شهروندان و مديريت شهري برقرار مي شود. مشارکت شهروندان در مديريت شهري مي تواند در تامين منابع اقتصادي، کاهش هزينه خدمات، افزايش انسجام اجتماعي، کاهش آسيب ها و تنش هاي ناشي از زندگي شهري و رضايت شهروندان موثر باشد.
در جوامع مدرن علاوه بر نهادهاي رسمي آموزشي مثل مدارس و دانشگاهها كه نقش بارزي در اين زمينه دارند، رسانه­ها به­عنوان انتقال­دهنده آموزه­ها و واسطه­گري ميان مردم و مسئولان مي­بايست در برنامه­ريزي براي آموزش شهروندي مدنظر قرار گيرند. در اين ميان رسانه­هاي مكتوب به جهت آنكه مسايل را عميق­تر از رسانه­هاي صوتي و تصويري مطرح مي­كنند و مانايي بيشتري دارند و نيز به جهت آنكه مخاطبيني دارند كه بعضا فاقد اعتماد لازم به رسانه­هايي مثل تلويزيون و راديو و امثال آن مي­باشند مهم هستند.
در قدم بعد، بحث مشاركت شهروندان در مديريت شهري مطرح مي­شود كه شامل مشاركت در تصميم­گيري­ها، تامين منابع مالي لازم ازطريق پرداخت عوارض شهري و نيز ازطريق فعاليت اقتصادي در امور شهري و همكاري با نهاد شهرداري است. همچنين شهروندان مي­توانند ازطريق ايجاد بنيادهاي مردم­نهاد(NGOها) بر تصميمات، سياستگذاري­ها و فعايتهاي عملياتي(راه­اندازي و اتمام پروژه­هاي شهري) نظارت كنند. پس رسانه­هاي مكتوب، از طرفي انعكاس­دهنده نظرات، مشكلات، پيشنهادات و اولويتهاي مطرح درميان شهروندان هستند و ازطرفي بيانگر جديدترين تصميماتي كه براي شهر گرفته مي­شود و هماهنگ كردن شهروندان با آنچه خرد جمعي آن را پذيرفته است(البته بعد ازطي فرايندهايي كه قانون آن را معين و عملي­شدن آنها را تضمين كرده است مثل شوراهاي شهر كه با راي مستقيم مردم انتخاب مي­شوندو تصميمات آنها براي شهرداري­ها لازم­الاجراست).
 
وظايف، ظرفيتها و امكانات رسانه­هاي مكتوب
در بيان موردي عمده وظايف رسانه­هاي مكتوب در تلاش براي جلب مشاركت هرچه بيشتر شهروندان در امور شهري مي­توان اين موارد را ذكر كرد:
- اطلاع­رساني به شهروندان درباره تصميمات مديران شهري، پروژه­هاي در دست اقدام، سياستهاي مالياتي و پولي، تغييرات در اختصاص بودجه­ها و غيره. در اين مرحله همكاري نهادهاي روابط­عمومي سازماهاي مديريت شهري و شهرداري­ها اهميت زيادي دارد.
- واسطه­گري در آگاه كردن مديران از نيازهاي شهروندان و مشكلات موجود در سطح شهر بدون توسل به انتقادات نابجا و داراي سوگيري و درمرحله بعد پيگيري ميزان ترتيب­اثر دادن مديران به آنچه ازطرف رسانه­ها به اطلاع­شان رسيده است. هرگونه نقدي كه در اجراي اين مورد از وظايف توسط رسانه مكتوب صورت مي­گيرد بايد بااستفاده از نظرات كارشناسان، شناخت محدوديتها و امكانات مديران، توجه به اولويتهاي بودجه­اي و فارغ از سوگيري­هاي سياسي باشد.
- فرهنگ­سازي در مواردي چون استفاده درست از امكانات شهري، مشاركت در نظم و پاكيزگي شهري و نيز تامين نيازهاي مالي شهر با رعايت استانداردهاي رفتاري و حرفه­اي و پرداخت به-موقع عوارض شهري. اصولا فرهنگ­سازي واژه كلي و تفسيرپذيري است لذا بايد مشخص شود كه مديديت شهري دقيقا به دنبال چيست و چه توقعي از نهادينه­كردن يك فرهنگ و نظام خاص دارد. ضمن اينكه اين مورد بايد با احترام به خرده­فرهنگها و آداب و رسوم مختلف و متنوع شهروندان صورت گيرد و در مواردي كه تضادي ميان فرهنگ شهروندي و خرده­فرهنگها به­وجود مي­آيد بايد در ايجاد توازن مناسب دقت كافي مبذول شود.
- حمايت از سازمانهاي مردم­نهاد كه بهترين بستر براي ارايه خلاقيتهاي شهروندان در اداره بهتر شهر و هماهنگ­كردن اقدامات پيشگيرانه و فرايندهاي دسته­جمعي حل مشكل  به­ويژه در مديريت بحران هستند. این گونه نهادهای مدنی سبب تمرکززدایی از تصمیم­گیری، اجرا و ارزیابی برنامه‌های مختلف می‌شوند و به دلیل اینکه گروه‌های مختلف مردم در مورد امور اظهارنظر، تصمیم‌گیری و مشارکت دارند هم احتمال خطا کاهش می‌یابد و هم باری از دوش دولت و نهادهای عمومی دولتي برداشته مي­شود.اين سازمانها مي­توانند دركنار رسانه­ها و با استفاده از آنها، علاوه بر نظارت بر فعاليتها، زمينه ايجاد حس مالكيت مردم به شهر و به­ويژه مشاركت جوانان و زنان را فراهم سازند و شهرداري يا نهادهاي دولتي محلي(مثل فرمانداري­ها) بايد ازنظر مالي امكان فعاليت اين نهادها را به­شكل غيرمستقيم فراهم كنند. رسانه­هاي مكتوب هم با گزارش فعاليتها و معرفي اين سازماني غيردولتي مي­توانند انگيزه لازم را در ميان اعضاي آنها ايجاد كنند.
- آموزش شهروندي و نشان­دادن حقوق و وظايف افراد با ذكر پيش­نيازها، امتيازات احتمالي، مشكلات موجود و عرصه­هاي نوپايي كه جا براي پيشرفت دارند.
- ايجاد تريبوني براي شهروندان تا ازطريق انعكاس مسايل آنها با كمترين واسطه، زمينه براي ايجاد حس مالكيت نسبت به شهر، نزديكي با مسوولان و به تبع آن همكاري­هاي هرچه بيشتر شهروندان در مديريت­شهري فراهم شود.
- اقدام در جهات شفاف­سازي هرچه بيشتر امور به­ويژه در ايفاي وظايف نظارتي رسانه­ها(نقش نگهباني) كه مي­تواند به شكل افشاي قانوني فسادهاي احتمالي در دستگاه شهرداري­ها و شركتهاي تابعه و طرف قرارداد آنها متجلي شود يا درقالب بازنمايي صريح فرايندهاي رسيدن به تصميمات كه عملا مديران را در اتاقهاي شيشه­اي قرار مي­دهد.
- تقويت موضع شوراهاي شهر به­عنوان نماد اداره امور شهري توسط نمايندگان مردم در برابر ديوانسالاري دولتي و دستگاههاي انتصابي.
در تكميل اين موارد بايد دانست كه پژوهشها نشان مي­دهند که بین میزان مشارکت اجتماعی ومیزان احساس مالکیت بر اموال عمومی شهر ارتباط معنی داری وجود دارد.از سوی دیگر هر گاه طرز نگاه تلقی از مفهوم مشارکت به ارائه پیشنهادات تعبیر شود میزان مشارکت اجتماعی افزایش می یابد ،ولی هرگاه طرز تلقی از مفهوم مشارکت بعد مالی وپرداخت وجه یا بعد عملی واجرایی به خود گیرد، میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد .
البته عملي­شدن همه وظايفي كه برشمرده شد ايده آرمانگرايانه­اي است. تفاوت بافتهاي فرهنگي، پايين بودن سطح سواد و ميزان مطالعه رسانه­هاي مكتوب، هماهنگ نبودن دستگاههاي تصميم­گيرنده در اجرا و اطلاع­رساني راجع به پروژه­ها، عدم اعتماد متقابل ميان نهادهاي روابط­عمومي و رسانه­ها و منفعت­طلبي اقشاري از جامعه كه از ترويج مشاركت بيشتر مردم در مديريت شهري سود نمي­برند بعلاوه مشكلات و موانع زماني و مكاني مختلف مي­تواند مانع رسيدن به اين اهداف باشد.
در كنار آنچه از اهميت مشاركت شهروندان گفته شد، بايد به تفاوت ميان مشاركت به عنوان ابزار و مشاركت به­عنوان هدف توجه كرد. وقتي مشاركت به­عنوان يك ابزار درنظر گرفته شود به­شكل «بسيج­سازي» براي رسيدن به اهداف خاص عملي خواهد شد اما وقتي مشاركت هدف باشد، نمي­توان دورنماي ثابتي براي آن درنظر گرفت بلكه يك فرايند خواهد بود كه درجهت توسعه پايدار موردتوجه نهادهاي سياستگزار قرار مي­گيرد.
 
موردپژوهي؛ روزنامه همشهري
در بيان نمونه­اي نسبتا موفق از آنچه توانايي رسانه­هاي مكتوب در افزايش مشاركت شهروندان در مديريت شهري خوانده مي­شود مي­توان به روزنامه همشهري اشاره كرد كه در شهر تهران به­خوبي توانسته در ميان شهروندان با هر سليقه سياسي جا باز كند و كانالي باشد براي برقراري ارتباط دوسويه­اي كه مبناي شكل­گيري بستري مناسب براي اين هدف است. روزنامه همشهري افتتاح پروژه­هاي جديد شهري، برنامه­ريزي­ها براي پروژه­هاي آتي، زمان­بندي فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي در سطح شهر و آموزش شهروندي فعال را در دستور كار دارد و حتي با چاپ ضميمه نيازمندي­ها سعي دارد نيازهاي اقتصادي-خدماتي شهروندان را بدون دخالت دادن واسطه­هاي پرتعدادي كه مي­توانند مسايل را پيچيده و طولاني­مدت و پرهزينه كنند برطرف نمايد. موفقيت اقتصادي، تيراژ مناسب و وجهه رسانه­اي اين رسانه مكتوب نشانگر اين است كه حركت در جهت تحقق موارد ذكرشده امكان­پذير است اگر با مديريت آگاهانه و با شناخت مناسب از خصوصيات رسانه و مخاطبان و نظام­مند بودن فعاليتها همراه باشد.
 
پيشنهاداتي براي ارتقاي حركت در مسير افزايش مشاركت شهروندي:
با نگاه به آنچه در كشورمان در اين زمينه وجود دارد و آنچه بايد باشد و نيز با توجه به نمونه­هاي موفق جهاني و امكاناتي كه در سالهاي اخير فراهم شده است مي­توان پيشنهاداتي براي ارتقاي هرچه­بيشتر مشاركن شهروندان به­لحاظ كيفي و كمّي ارايه كرد:
- استفاده از فناوري­هاي نوين ارتباطي مثل اينترنت و رسانه­هاي مجازي براي بهبود اطلاع­رساني و زمينه­سازي براي ارتباط دوجانبه مردم و مديران شهري
- تفكيك منطقي شهروندان ازنظر طبقه اجتماعي، سطح سواد، جنسيت، سن، تخصص كاري و ... و مواجهه با هريك طبق نيازها و امكانات ذهني و شخصيتي. مثلا مشاركت دادن بيشتر زنان در اقدامات خيرخواهانه­اي كه در سطح شهر انجام مي­شوند به­دليل خصوصيات رفتاري و شخصيتي زنان يا استفاده از پويايي و شادابي روحي جوانان و نوجوانان در فعاليتهاي تفريحي و برگزاري جشنهايي كه با هدف ايجان نشاط در ميان مردم در دستوركار قرار مي­گيرند.
- درنظرگرفتن برنامه­هاي فشرده آموزش شهروندي و شناساندن امكانات و فضاهاي شهر براي مسافريني كه در مقاطع مختلف زماني پابه شهر مي­گذارند. مثلا در شهر مشهد كه هميشه ميزبان خيل مسافرين از نقاط مختلف كشور است، براي جلوگيري از ترافيك خيابانها مي­توان در كمپ­هي اسكان مسافرين، مسيرهاي جايگزين و مناسب را براي رسيدن به نقاط ديدني شهر دراختيارشان قرار داد و ضمن اين كار براي رعايت نظافت شهر توصيه­هاي لازم را به مسافرين نمود.
 
نتيجه­گيري و بحث
در شرايط امروز ديگر نمي­توان مديريت شهري را در رسيدگي صرف به مسايل ظاهري و نظافت و ايجادفضاي سبز براي «شهرنشينان» خلاصه كرد وبلكه در كنار اين وظايف بديهي، مديريت شهري مي­بايست به­دنبال ايجاد فضاي مناسب براي ارتقاي مشاركت «شهروندان» باشد كه اين مهم نيازمند آموزش، فرهنگ­سازي، شفافيت، تحمل نهادهاي مردم­نهاد مستقل و انتقادات آنها و توجه به قابليتها و خلاقيتهاي شهروندان ازطريق ايجاد كانالهاي دوجانبه و به­ويژه رسانه­هاي مكتوب است. رسانه­هاي مكتوب در عملي­كردن اين نگرش نو به مديريت شهري نقش مهمي ايفا مي­كنند و ازطرفي با همكاري روابط­عمومي­ها، سعي در اطلاع­رساني بهينه و متقابل ميان شهروندان و مديريت شهري دارند. البته اين فرايند با دشواريهايي هم همراه است كه همكاري هرچه­بيشتر مردم و ترويج هرچه­بيشتر فرهنگ شهروندي را مي­طلبد. نمونه­هاي موفق جهاني و ايراني را مي­توان الگو قرار داد تا روند افزايش مشاركت آگاهانه شهروندان در مديريت شهري شكل بسامان و پيش­رونده­اي به خود بگيرد. اتكا به امكانات جديد رسانه­اي، توجه به آموزش شهروندي به­ويژه به ساكنين جديد شهرها(مثل روستايياني كه به­تازگي به شهر مهاجرت كرده­اند) و برخورد مناسب با هر قشر از جامعه طبق خصوصيات آن قشر مي­تواند در عملي­كردن اين اهداف موثر باشد.



برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج