شهر بهشت – مهرداد ملايي؛
طرح مساله
در دنيايي كه بيبديل بودن نقش رسانهها در آن مسالهاي نيست كه جاي بحث داشته باشد ميتوان به شكلهاي مختلف و از زواياي گوناگون به موضوع اهميت رسانهها بهطوركلي و رسانههاي خاص بهطور ويژه پرداخت. ازطرفي شهرنشيني روبه تزايد كه باخود حوزههايي مثل فرهنگ شهرنشيني، مديريت شهري، اخلاق شهروندي و ...را مطرح كرده است هم يكي از حوزههايي است كه صاحبنظران در آن نميتوانند و نبايد چشم بر امكانات رسانهها در جهت بهبود و ارتقاي كيفيت اداره مسايل شهري ببندند و مديران شهري را از فوايد اثباتشده تشويق شهروندان به مشاركت در مديريت شهري محروم نمايند. در مقاله حاضر به بررسي نقش رسانههاي مكتوب سنتي(شامل روزنامهها و مطبوعات چاپي) در افزايش مشاركت شهروندان در مسايل مديريت شهري خواهيم پرداخت و فوايد و نتايج آن را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
كليات
وقتي از «شهروندي» صحبت ميشود منظور موقعيتي فراتر از ساكنبودن در محيطهاي شهري است. درواقع بايد ميان شهرنشيني و شهروندي تمايز قائل شد. شهروندي هم يك رابطه است هم يك موقعيت. رابطه است چون شكل تعامل ميان دولت و فرد را در يك جامعه مردمسالار معين ميكند و موقعيت است چون هم حق ايجاد ميكند و هم وظيفه. اگر در حوزه بحث مقاله حاضر آن را موردتوجه قرار دهيم، شهروند حق دارد كه از تصميمات، اقدامات انجامشده، عملكردهاي مالي و فيزيكي، سياستگذاريهاي پيشرو و مطالعاتي كه توسط نهادهاي مديريت شهري صورت ميگيرد آگاه شود و درمقابل وظيفه دارد مقررات زندگي در يك جامعه شهري را بپذيرد و عملي كند و نيازهاي خود را در چارچوب سياستهايي كه پيشتر بعد از طي فرايندهاي قانوني به اطلاع او رسيدهاند مطرح و پيگيري نمايد. شهروند به کسی گفته میشود که ضمن آگاهی از حقوق خود واجدتوانایی انتقال، مباحثه و مشارکت باشد و وظایف خویش در قبال حقوق شهروندی را نیز بشناسد و به انجام برساند.
لذا حركت از ماهيت شهرنشيني صرف به موقعيت شهروندي، مثل هر مهارت ديگر مستلزم يادگيري است و براي همين است كه مسوولين شهري بايد زمينه آموزش را براي شهروندان خود فراهم كنند. ايجاد نقش شهروندي به اين دليل براي مديريت شهري اهميت دارد که در جامعه احساس تعلق شهري را ايجاد کرده و به تبع آن مسئوليت پذيري افراد را نسبت به محيط شهري بالا ميبرد.
اساسا نيازها و مسائل مردم و بررسي نگرش آنان در ميزان نقشي که مي توانند در رفع مشکلات شهري داشته باشند، زمينه مساعدي براي برقراري ارتباط منطقي و صحيح بين نهاد خدمترسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد ميان شهروندان و مديريت شهري برقرار مي شود. مشارکت شهروندان در مديريت شهري مي تواند در تامين منابع اقتصادي، کاهش هزينه خدمات، افزايش انسجام اجتماعي، کاهش آسيب ها و تنش هاي ناشي از زندگي شهري و رضايت شهروندان موثر باشد.
در جوامع مدرن علاوه بر نهادهاي رسمي آموزشي مثل مدارس و دانشگاهها كه نقش بارزي در اين زمينه دارند، رسانهها بهعنوان انتقالدهنده آموزهها و واسطهگري ميان مردم و مسئولان ميبايست در برنامهريزي براي آموزش شهروندي مدنظر قرار گيرند. در اين ميان رسانههاي مكتوب به جهت آنكه مسايل را عميقتر از رسانههاي صوتي و تصويري مطرح ميكنند و مانايي بيشتري دارند و نيز به جهت آنكه مخاطبيني دارند كه بعضا فاقد اعتماد لازم به رسانههايي مثل تلويزيون و راديو و امثال آن ميباشند مهم هستند.
در قدم بعد، بحث مشاركت شهروندان در مديريت شهري مطرح ميشود كه شامل مشاركت در تصميمگيريها، تامين منابع مالي لازم ازطريق پرداخت عوارض شهري و نيز ازطريق فعاليت اقتصادي در امور شهري و همكاري با نهاد شهرداري است. همچنين شهروندان ميتوانند ازطريق ايجاد بنيادهاي مردمنهاد(NGOها) بر تصميمات، سياستگذاريها و فعايتهاي عملياتي(راهاندازي و اتمام پروژههاي شهري) نظارت كنند. پس رسانههاي مكتوب، از طرفي انعكاسدهنده نظرات، مشكلات، پيشنهادات و اولويتهاي مطرح درميان شهروندان هستند و ازطرفي بيانگر جديدترين تصميماتي كه براي شهر گرفته ميشود و هماهنگ كردن شهروندان با آنچه خرد جمعي آن را پذيرفته است(البته بعد ازطي فرايندهايي كه قانون آن را معين و عمليشدن آنها را تضمين كرده است مثل شوراهاي شهر كه با راي مستقيم مردم انتخاب ميشوندو تصميمات آنها براي شهرداريها لازمالاجراست).
وظايف، ظرفيتها و امكانات رسانههاي مكتوب
در بيان موردي عمده وظايف رسانههاي مكتوب در تلاش براي جلب مشاركت هرچه بيشتر شهروندان در امور شهري ميتوان اين موارد را ذكر كرد:
- اطلاعرساني به شهروندان درباره تصميمات مديران شهري، پروژههاي در دست اقدام، سياستهاي مالياتي و پولي، تغييرات در اختصاص بودجهها و غيره. در اين مرحله همكاري نهادهاي روابطعمومي سازماهاي مديريت شهري و شهرداريها اهميت زيادي دارد.
- واسطهگري در آگاه كردن مديران از نيازهاي شهروندان و مشكلات موجود در سطح شهر بدون توسل به انتقادات نابجا و داراي سوگيري و درمرحله بعد پيگيري ميزان ترتيباثر دادن مديران به آنچه ازطرف رسانهها به اطلاعشان رسيده است. هرگونه نقدي كه در اجراي اين مورد از وظايف توسط رسانه مكتوب صورت ميگيرد بايد بااستفاده از نظرات كارشناسان، شناخت محدوديتها و امكانات مديران، توجه به اولويتهاي بودجهاي و فارغ از سوگيريهاي سياسي باشد.
- فرهنگسازي در مواردي چون استفاده درست از امكانات شهري، مشاركت در نظم و پاكيزگي شهري و نيز تامين نيازهاي مالي شهر با رعايت استانداردهاي رفتاري و حرفهاي و پرداخت به-موقع عوارض شهري. اصولا فرهنگسازي واژه كلي و تفسيرپذيري است لذا بايد مشخص شود كه مديديت شهري دقيقا به دنبال چيست و چه توقعي از نهادينهكردن يك فرهنگ و نظام خاص دارد. ضمن اينكه اين مورد بايد با احترام به خردهفرهنگها و آداب و رسوم مختلف و متنوع شهروندان صورت گيرد و در مواردي كه تضادي ميان فرهنگ شهروندي و خردهفرهنگها بهوجود ميآيد بايد در ايجاد توازن مناسب دقت كافي مبذول شود.
- حمايت از سازمانهاي مردمنهاد كه بهترين بستر براي ارايه خلاقيتهاي شهروندان در اداره بهتر شهر و هماهنگكردن اقدامات پيشگيرانه و فرايندهاي دستهجمعي حل مشكل بهويژه در مديريت بحران هستند. این گونه نهادهای مدنی سبب تمرکززدایی از تصمیمگیری، اجرا و ارزیابی برنامههای مختلف میشوند و به دلیل اینکه گروههای مختلف مردم در مورد امور اظهارنظر، تصمیمگیری و مشارکت دارند هم احتمال خطا کاهش مییابد و هم باری از دوش دولت و نهادهای عمومی دولتي برداشته ميشود.اين سازمانها ميتوانند دركنار رسانهها و با استفاده از آنها، علاوه بر نظارت بر فعاليتها، زمينه ايجاد حس مالكيت مردم به شهر و بهويژه مشاركت جوانان و زنان را فراهم سازند و شهرداري يا نهادهاي دولتي محلي(مثل فرمانداريها) بايد ازنظر مالي امكان فعاليت اين نهادها را بهشكل غيرمستقيم فراهم كنند. رسانههاي مكتوب هم با گزارش فعاليتها و معرفي اين سازماني غيردولتي ميتوانند انگيزه لازم را در ميان اعضاي آنها ايجاد كنند.
- آموزش شهروندي و نشاندادن حقوق و وظايف افراد با ذكر پيشنيازها، امتيازات احتمالي، مشكلات موجود و عرصههاي نوپايي كه جا براي پيشرفت دارند.
- ايجاد تريبوني براي شهروندان تا ازطريق انعكاس مسايل آنها با كمترين واسطه، زمينه براي ايجاد حس مالكيت نسبت به شهر، نزديكي با مسوولان و به تبع آن همكاريهاي هرچه بيشتر شهروندان در مديريتشهري فراهم شود.
- اقدام در جهات شفافسازي هرچه بيشتر امور بهويژه در ايفاي وظايف نظارتي رسانهها(نقش نگهباني) كه ميتواند به شكل افشاي قانوني فسادهاي احتمالي در دستگاه شهرداريها و شركتهاي تابعه و طرف قرارداد آنها متجلي شود يا درقالب بازنمايي صريح فرايندهاي رسيدن به تصميمات كه عملا مديران را در اتاقهاي شيشهاي قرار ميدهد.
- تقويت موضع شوراهاي شهر بهعنوان نماد اداره امور شهري توسط نمايندگان مردم در برابر ديوانسالاري دولتي و دستگاههاي انتصابي.
در تكميل اين موارد بايد دانست كه پژوهشها نشان ميدهند که بین میزان مشارکت اجتماعی ومیزان احساس مالکیت بر اموال عمومی شهر ارتباط معنی داری وجود دارد.از سوی دیگر هر گاه طرز نگاه تلقی از مفهوم مشارکت به ارائه پیشنهادات تعبیر شود میزان مشارکت اجتماعی افزایش می یابد ،ولی هرگاه طرز تلقی از مفهوم مشارکت بعد مالی وپرداخت وجه یا بعد عملی واجرایی به خود گیرد، میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد .
البته عمليشدن همه وظايفي كه برشمرده شد ايده آرمانگرايانهاي است. تفاوت بافتهاي فرهنگي، پايين بودن سطح سواد و ميزان مطالعه رسانههاي مكتوب، هماهنگ نبودن دستگاههاي تصميمگيرنده در اجرا و اطلاعرساني راجع به پروژهها، عدم اعتماد متقابل ميان نهادهاي روابطعمومي و رسانهها و منفعتطلبي اقشاري از جامعه كه از ترويج مشاركت بيشتر مردم در مديريت شهري سود نميبرند بعلاوه مشكلات و موانع زماني و مكاني مختلف ميتواند مانع رسيدن به اين اهداف باشد.
در كنار آنچه از اهميت مشاركت شهروندان گفته شد، بايد به تفاوت ميان مشاركت به عنوان ابزار و مشاركت بهعنوان هدف توجه كرد. وقتي مشاركت بهعنوان يك ابزار درنظر گرفته شود بهشكل «بسيجسازي» براي رسيدن به اهداف خاص عملي خواهد شد اما وقتي مشاركت هدف باشد، نميتوان دورنماي ثابتي براي آن درنظر گرفت بلكه يك فرايند خواهد بود كه درجهت توسعه پايدار موردتوجه نهادهاي سياستگزار قرار ميگيرد.
موردپژوهي؛ روزنامه همشهري
در بيان نمونهاي نسبتا موفق از آنچه توانايي رسانههاي مكتوب در افزايش مشاركت شهروندان در مديريت شهري خوانده ميشود ميتوان به روزنامه همشهري اشاره كرد كه در شهر تهران بهخوبي توانسته در ميان شهروندان با هر سليقه سياسي جا باز كند و كانالي باشد براي برقراري ارتباط دوسويهاي كه مبناي شكلگيري بستري مناسب براي اين هدف است. روزنامه همشهري افتتاح پروژههاي جديد شهري، برنامهريزيها براي پروژههاي آتي، زمانبندي فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي در سطح شهر و آموزش شهروندي فعال را در دستور كار دارد و حتي با چاپ ضميمه نيازمنديها سعي دارد نيازهاي اقتصادي-خدماتي شهروندان را بدون دخالت دادن واسطههاي پرتعدادي كه ميتوانند مسايل را پيچيده و طولانيمدت و پرهزينه كنند برطرف نمايد. موفقيت اقتصادي، تيراژ مناسب و وجهه رسانهاي اين رسانه مكتوب نشانگر اين است كه حركت در جهت تحقق موارد ذكرشده امكانپذير است اگر با مديريت آگاهانه و با شناخت مناسب از خصوصيات رسانه و مخاطبان و نظاممند بودن فعاليتها همراه باشد.
پيشنهاداتي براي ارتقاي حركت در مسير افزايش مشاركت شهروندي:
با نگاه به آنچه در كشورمان در اين زمينه وجود دارد و آنچه بايد باشد و نيز با توجه به نمونههاي موفق جهاني و امكاناتي كه در سالهاي اخير فراهم شده است ميتوان پيشنهاداتي براي ارتقاي هرچهبيشتر مشاركن شهروندان بهلحاظ كيفي و كمّي ارايه كرد:
- استفاده از فناوريهاي نوين ارتباطي مثل اينترنت و رسانههاي مجازي براي بهبود اطلاعرساني و زمينهسازي براي ارتباط دوجانبه مردم و مديران شهري
- تفكيك منطقي شهروندان ازنظر طبقه اجتماعي، سطح سواد، جنسيت، سن، تخصص كاري و ... و مواجهه با هريك طبق نيازها و امكانات ذهني و شخصيتي. مثلا مشاركت دادن بيشتر زنان در اقدامات خيرخواهانهاي كه در سطح شهر انجام ميشوند بهدليل خصوصيات رفتاري و شخصيتي زنان يا استفاده از پويايي و شادابي روحي جوانان و نوجوانان در فعاليتهاي تفريحي و برگزاري جشنهايي كه با هدف ايجان نشاط در ميان مردم در دستوركار قرار ميگيرند.
- درنظرگرفتن برنامههاي فشرده آموزش شهروندي و شناساندن امكانات و فضاهاي شهر براي مسافريني كه در مقاطع مختلف زماني پابه شهر ميگذارند. مثلا در شهر مشهد كه هميشه ميزبان خيل مسافرين از نقاط مختلف كشور است، براي جلوگيري از ترافيك خيابانها ميتوان در كمپهي اسكان مسافرين، مسيرهاي جايگزين و مناسب را براي رسيدن به نقاط ديدني شهر دراختيارشان قرار داد و ضمن اين كار براي رعايت نظافت شهر توصيههاي لازم را به مسافرين نمود.
نتيجهگيري و بحث
در شرايط امروز ديگر نميتوان مديريت شهري را در رسيدگي صرف به مسايل ظاهري و نظافت و ايجادفضاي سبز براي «شهرنشينان» خلاصه كرد وبلكه در كنار اين وظايف بديهي، مديريت شهري ميبايست بهدنبال ايجاد فضاي مناسب براي ارتقاي مشاركت «شهروندان» باشد كه اين مهم نيازمند آموزش، فرهنگسازي، شفافيت، تحمل نهادهاي مردمنهاد مستقل و انتقادات آنها و توجه به قابليتها و خلاقيتهاي شهروندان ازطريق ايجاد كانالهاي دوجانبه و بهويژه رسانههاي مكتوب است. رسانههاي مكتوب در عمليكردن اين نگرش نو به مديريت شهري نقش مهمي ايفا ميكنند و ازطرفي با همكاري روابطعموميها، سعي در اطلاعرساني بهينه و متقابل ميان شهروندان و مديريت شهري دارند. البته اين فرايند با دشواريهايي هم همراه است كه همكاري هرچهبيشتر مردم و ترويج هرچهبيشتر فرهنگ شهروندي را ميطلبد. نمونههاي موفق جهاني و ايراني را ميتوان الگو قرار داد تا روند افزايش مشاركت آگاهانه شهروندان در مديريت شهري شكل بسامان و پيشروندهاي به خود بگيرد. اتكا به امكانات جديد رسانهاي، توجه به آموزش شهروندي بهويژه به ساكنين جديد شهرها(مثل روستايياني كه بهتازگي به شهر مهاجرت كردهاند) و برخورد مناسب با هر قشر از جامعه طبق خصوصيات آن قشر ميتواند در عمليكردن اين اهداف موثر باشد.