اِسَّبِت ١١ ربيع الاول ١٤٣٣
به پورتال شهر بهشت خوش آمدید        عبادت، زياد روزه گرفتن و زياد نماز خواندن نيست. عبادت، زياد انديشه كردن در امر خداست.( امام حسن عسكري(ع))        
  مقالات،گزارش ها و پژوهش ها > مقاله
رایانامه
مقاله
محله و محله محوری

تاریخ ایجاد   1/21/2010     بازگشت

محله و محله محوری

محله و محله محوری

محله از گذشته در مشرق زمین و شرق ایران وجود داشته است. امروز انسانها به دنبال جایگاهی هستند که بتوانند با حضور در شهر خود را بشناسند .

البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع(community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است .

می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .

- هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :

هویت فرهنگی و اجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و شهروندی ایفا می کند . هویت فرد در گرو برایند متناسب و مناسبی از سایر هویتهای وی از جمله هویت فرهنگی و اجتماعی است . هویت اجتماعی و فرهنگی نیز در گرو برخورداری از شرایط مناسب زیستی به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی است . به گونه ای که بتواند منشاء خاطره برای فرد گردد.

احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است.

- محله و تعلق اجتماعی – فرهنگی :

محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند . ارزش ها و هنجارهای محله ای نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .

در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .

در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است . ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .

اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است .

استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .

در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .

هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .

سلسله مراتب جغرافیای تعلق :

نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان .

انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد .

البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و ... بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .

اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیری در کلان شهرها به علل ذیل از بین رفته است :

1- ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی ( ICT و اینترنت) و ابزارهای رسانه ای مانند شبکه های ماهواره ای

2- ورود تکنولوژی اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل خصوصی

3- فاصله محل زندگی ( سکونت ) و محل کار

4- نا پایداری و گذرا بودن ارتباطات مردم با یکدیگر

5- نفوذ پذیری مرزهای محله به علت الزامات شهر سازی ( مانند عبور پل و اتوبان از یک محله )

6- مهاجرت و نا پایداری اقامت در یک محله

7- تعدد منابع القاء کننده ارزشها و باورها

8- تغییر ماهیت بازار و انفجار در تنوع تولید و مصرف گرایی

9- و نتیجتا کاهش تعلق خاطر محله ای و بروز پدیده های ناهنجاری همچون وندالیسم ( آشوب طلبی و تخریب اموال عمومی)

البته به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و ... .

مشخصه های محله :

1- محله دارای سابقه تاریخی است .

2- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .

3- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .

4- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .

5- محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .

6- در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .

7- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )

8- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .

9- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .

10- توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.

11- در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .

12- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.

13- هنجارهای خاص در محله حاکم است .

14- و ... .

مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :

1. تعاملات انسانی

2. حافظه تاریخی ( خاطره )

3. رفتارها و هنجارها

4. فرهنگ

5. هنر و سلیقه

1- تعاملات انسانی :

محله و شهر بدون عامل انسان مفهوم ندارد . بنا براین وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

2- حافظه تاریخی :

یکی از عناصر دیگری که انسان با آن تعریف می شود ، حافظه است . محله های شهری نیز مانند انسان دارای حافظه هستند ، بنابراین اگر شهری فاقد حافظه تاریخی باشد ، شهر هویت داری نیست . حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .

3- رفتارها و هنجارها :

هویت انسان به جز شکل فیزیکی ، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایشان شناسایی می شوند.

شهر نیز دارای رفتار و هنجار است و شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند . همچنین محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . ( جایی برای مارگیری ، زنجیر پاره کردن ، تجمع کردن ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر )

4- فرهنگ :

فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :

1- فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )

2- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )

با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .

شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است . هر قدر غنای فرهنگی شهر افزایش یابد آن شهر از سطح فرهنگ بالاتری برخوردار خواهد بود و باعث خواهد شد که هنجار های فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنا دار گردد.

5- هنر و سلیقه :

هنر جزء ذائقه شهر است و سلیقه جزء عناصری است که با هویت و فرهنگ رابطه نزدیک دارد . در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .

 عناصر تشکیل دهنده محله :

1. خانواده سالم و شهروند سالم

2. نمادهای متمایز کننده

3. تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی

4. امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )

5. نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

1) تعریف و ویژگی های خانواده سالم :

1-1 ) خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله را تشکیل می دهد و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .

خانواده سالم خانواده ای است که به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.

• در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .

• هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .

• در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .

• وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .

• خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.

• صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.

• معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .

• امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .

• اعضای خانواده آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را نهی نمی کند ، بلکه ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.

2-1) شهروند کیست و نیازهای شهروند سالم چیست ؟

شهر نشینی جدید و معنای معاصر شهروندی از قرن هجدهم شکل گرفت . اما شهر ایرانی در روند تاریخی از اواخر قرن 13 ه.ش از شهر ایرانی به شهر امروزی بدل گردید .

در واقع شهر امروزی در ایران ، شهر ایرانی نیست ، بلکه بدل شهرهای اروپایی و آمریکایی است ، که کالبد شهر اروپایی و نمودهای آن چون ماشین و به تبع آن خیابانها و بزرگراه ها و آپارتمان ها و برج ها و ... وارد شده است . و الگوی زندگی سنتی را بدون آنکه دستورالعمل استفاده از این نمود ها که همان « فرهنگ شهر نشینی است » وارد شود ، دستخوش تغییر کرده است .

فرهنگ شهر نشینی همان نکته ای است که گاهی با شهروندی همسان پنداشته می شود . هر چند تا شهروندی به معنای واقعی خود در ایران شکل نگیرد و از پایه های حقوق مستحکمی برخوردار نباشد و نهادینه نگردد ، فرهنگ شهر نشینی معنایی نخواهد داشت ، اما چنانچه حتی شخصی شهروند هم نباشد ، اگر در شهر زندگی می کند باید از فرهنگ شهر نشینی تبعیت کند .

بطور کلی حوزه مفهوم شهروندی با حوزه مفهومی شهر نشینی بسیار متفاوت است . شهر نشینی شیوه ای از زندگی در یک محیط شهری است که اشاره بر نوعی از رفتار یا الگوی زیستی در یک محیط خاص دارد و حقوق و تکلیف شهر نشینان در رابطه با مدیریت محلی ( شهرداری و شوراها ) ، بخش کوچکی از عناصر اصلی شهروندی می باشد .

اما شهروندی اشاره به مجموعه حقوق و وظایف یک انسان در یک جامعه اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که ویژه یک مکان و فضای خاص نیست . شهروندی می تواند سطحی باشد یعنی تعاملات ، حقوق و تعهدات اندکی را در بر داشته باشد و یا عمیق باشد یعنی شامل بخش قابل توجهی از همه تعاملات ، حقوق و تعهداتی باشد که توسط دولت و ملت حمایت می شوند . ( به نقل از تیلی ، 998 )

بنابراین در « شهروندی سطحی » حقوق اصل است ، مشارکت منفعلانه است و در یک قلمرو عمومی تبلور می یابد ( یعنی وارد حوزه خصوصی نمی شود ) در مقابل در « شهروندی عمیق » حقوق و تکالیف متقابلاً یکدیگر را حمایت می کنند ، جامعه مشارکت فعال دارد و شهروندی هم در عرصه خصوصی و هم در حوزه عمومی دخالت دارد .

بنابراین می توان گفت شهروندی یک موقعیت فعالانه است که با سلطه ناسازگار است . خواه منشاء سلطه دوست ، خانواده ، گروه ، قوم یا هر نیروی دیگری که وی را به عنوان فرد مستقل و توانا به اراده خود به رسمیت نشناسد.

نکته حائز اهمیت در بیان کار کردهای اصلی شهروندی عبارت است از اداره جامعه بر طبق اصول احترام به حقوق دیگران و تعهد به ایفای نقش در حفظ نهادهای مشترکی که این حقوق را پایدار می دارند .

۳-۱) نیازهای شهروند سالم ( در ابعاد جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی)

الف) امنیت و ایمنی در شهر:

• امنیت در تردد

• امنیت فضاهای کار و زندگی

• امنیت مکان ها تفریحی – ورزشی

ب) یاد گیری و توانمند شدن در حوزه شهروندی :

• مهارت های زندگی شهری

• سواد رسانه ای

• مهارت های داوری و ارزشیابی

• مهارت های ارتباطی مؤثر

• حقوق و تکالیف همسایگی و شهروندی

• شناسایی و حل مسئله

• درک هنری

• کامپیوتر و اینترنت

• زبان خارجی

• مهارت های مدیریت خانه و خانواده

• محله شناسی و معماری

ج) رفاه :

• محیط زیست سالم

• حضور اقتصادی

• امکانات تفریحی

• رفاه فرهنگی و معنوی

• وجود فضاهای باز شهری

• امکان دسترسی به اطلاعات

• نیازهای ویژه معلولین

د) مشارکت و خود مختاری :

• توسعه بخش شهروندی

• تفویض اختیار

• امکان یادگیری و تجربه اجتماعي

2)نمادهای متمایز کننده :

کوین لینچ به طور کلی و به منظور بررسی دقیقی از سیمای شهر نمادهای متمایز کننده آن را به وسیله پنچ عامل مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .

در اینجا به دلیل اهمیت سه مقوله اصلی و کلیدی اشاره ای گذرا به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه خواهیم داشت .

 1-2) مرکز محله :

خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از همه طرح نمای آنها ، از عوامل اصلی شناخت محلات شهر محسوب می شوند.

معمولاً عواملی که سیمای محله ای را مشخص می کنند آنهایی هستند ک محتملا خصوصیاتی به آن محله می دهند. برای مثال شکل خیابان ها ، خانه ها ، طراحی ورودی ها و راه ها و ... می تواند سیمایی متفاوت به آن بدهد و شخص فورا قادر به شناخت آن می باشد .

در هر یک از محله های بزرگ و متوسط شهرهای تاریخی ، یک مرکز محله وجود داشت . این مراکز از نظر کالبدی و شکل به دو صورت وجود داشتند. نخست به صورت یک راسته یا گذر که کمی از گذرهای دیگر در محل استقرار فضاهای تجاری و اجتماعی عریض تر بودند.

نوع دوم مرکز محله به صورت میدانچه بودن . این میدانچه ها اغلب در محل تقاطع چند راه یا در کنار راه اصلی محله قرار داشتند و در پیرامون برخی از آنها تعدادی دکان برای عرضه کالاهای ضروري بود.

البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع(community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است .
می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .
- هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :
هویت فرهنگی و اجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و شهروندی ایفا می کند . هویت فرد در گرو برایند متناسب و مناسبی از سایر هویتهای وی از جمله هویت فرهنگی و اجتماعی است . هویت اجتماعی و فرهنگی نیز در گرو برخورداری از شرایط مناسب زیستی به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی است . به گونه ای که بتواند منشاء خاطره برای فرد گردد.
احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است.
- محله و تعلق اجتماعی – فرهنگی :
محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند . ارزش ها و هنجارهای محله ای نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .
در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .
در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است . ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .
اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است .
استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .
در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .
هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .
سلسله مراتب جغرافیای تعلق :
نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان .
انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد .
البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و ... بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .
اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیری در کلان شهرها به علل ذیل از بین رفته است :
1- ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی ( ICT و اینترنت) و ابزارهای رسانه ای مانند شبکه های ماهواره ای
2- ورود تکنولوژی اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل خصوصی
3- فاصله محل زندگی ( سکونت ) و محل کار
4- نا پایداری و گذرا بودن ارتباطات مردم با یکدیگر
5- نفوذ پذیری مرزهای محله به علت الزامات شهر سازی ( مانند عبور پل و اتوبان از یک محله )
6- مهاجرت و نا پایداری اقامت در یک محله
7- تعدد منابع القاء کننده ارزشها و باورها
8- تغییر ماهیت بازار و انفجار در تنوع تولید و مصرف گرایی
9- و نتیجتا کاهش تعلق خاطر محله ای و بروز پدیده های ناهنجاری همچون وندالیسم ( آشوب طلبی و تخریب اموال عمومی)
البته به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و ... .
مشخصه های محله :
1- محله دارای سابقه تاریخی است .
2- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .
3- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .
4- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .
5- محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .
6- در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .
7- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )
8- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .
9- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .
10- توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.
11- در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .
12- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.
13- هنجارهای خاص در محله حاکم است .
14- و ... .
مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :
1. تعاملات انسانی
2. حافظه تاریخی ( خاطره )
3. رفتارها و هنجارها
4. فرهنگ
5. هنر و سلیقه
1- تعاملات انسانی :
محله و شهر بدون عامل انسان مفهوم ندارد . بنا براین وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.
2- حافظه تاریخی :
یکی از عناصر دیگری که انسان با آن تعریف می شود ، حافظه است . محله های شهری نیز مانند انسان دارای حافظه هستند ، بنابراین اگر شهری فاقد حافظه تاریخی باشد ، شهر هویت داری نیست . حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .
3- رفتارها و هنجارها :
هویت انسان به جز شکل فیزیکی ، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایشان شناسایی می شوند.
شهر نیز دارای رفتار و هنجار است و شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند . همچنین محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . ( جایی برای مارگیری ، زنجیر پاره کردن ، تجمع کردن ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر )
4- فرهنگ :
فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :
1- فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )
2- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )
با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .
شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است . هر قدر غنای فرهنگی شهر افزایش یابد آن شهر از سطح فرهنگ بالاتری برخوردار خواهد بود و باعث خواهد شد که هنجار های فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنا دار گردد.
5- هنر و سلیقه :
هنر جزء ذائقه شهر است و سلیقه جزء عناصری است که با هویت و فرهنگ رابطه نزدیک دارد . در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .
 عناصر تشکیل دهنده محله :
1. خانواده سالم و شهروند سالم
2. نمادهای متمایز کننده
3. تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی
4. امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )
5. نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی
1) تعریف و ویژگی های خانواده سالم :
1-1 ) خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله را تشکیل می دهد و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .
خانواده سالم خانواده ای است که به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.
• در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .
• هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .
• در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .
• وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .
• خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.
• صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.
• معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .
• امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .
• اعضای خانواده آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را نهی نمی کند ، بلکه ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.
2-1) شهروند کیست و نیازهای شهروند سالم چیست ؟
شهر نشینی جدید و معنای معاصر شهروندی از قرن هجدهم شکل گرفت . اما شهر ایرانی در روند تاریخی از اواخر قرن 13 ه.ش از شهر ایرانی به شهر امروزی بدل گردید .
در واقع شهر امروزی در ایران ، شهر ایرانی نیست ، بلکه بدل شهرهای اروپایی و آمریکایی است ، که کالبد شهر اروپایی و نمودهای آن چون ماشین و به تبع آن خیابانها و بزرگراه ها و آپارتمان ها و برج ها و ... وارد شده است . و الگوی زندگی سنتی را بدون آنکه دستورالعمل استفاده از این نمود ها که همان « فرهنگ شهر نشینی است » وارد شود ، دستخوش تغییر کرده است .
فرهنگ شهر نشینی همان نکته ای است که گاهی با شهروندی همسان پنداشته می شود . هر چند تا شهروندی به معنای واقعی خود در ایران شکل نگیرد و از پایه های حقوق مستحکمی برخوردار نباشد و نهادینه نگردد ، فرهنگ شهر نشینی معنایی نخواهد داشت ، اما چنانچه حتی شخصی شهروند هم نباشد ، اگر در شهر زندگی می کند باید از فرهنگ شهر نشینی تبعیت کند .
بطور کلی حوزه مفهوم شهروندی با حوزه مفهومی شهر نشینی بسیار متفاوت است . شهر نشینی شیوه ای از زندگی در یک محیط شهری است که اشاره بر نوعی از رفتار یا الگوی زیستی در یک محیط خاص دارد و حقوق و تکلیف شهر نشینان در رابطه با مدیریت محلی ( شهرداری و شوراها ) ، بخش کوچکی از عناصر اصلی شهروندی می باشد .
اما شهروندی اشاره به مجموعه حقوق و وظایف یک انسان در یک جامعه اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که ویژه یک مکان و فضای خاص نیست . شهروندی می تواند سطحی باشد یعنی تعاملات ، حقوق و تعهدات اندکی را در بر داشته باشد و یا عمیق باشد یعنی شامل بخش قابل توجهی از همه تعاملات ، حقوق و تعهداتی باشد که توسط دولت و ملت حمایت می شوند . ( به نقل از تیلی ، 998 )
بنابراین در « شهروندی سطحی » حقوق اصل است ، مشارکت منفعلانه است و در یک قلمرو عمومی تبلور می یابد ( یعنی وارد حوزه خصوصی نمی شود ) در مقابل در « شهروندی عمیق » حقوق و تکالیف متقابلاً یکدیگر را حمایت می کنند ، جامعه مشارکت فعال دارد و شهروندی هم در عرصه خصوصی و هم در حوزه عمومی دخالت دارد .
بنابراین می توان گفت شهروندی یک موقعیت فعالانه است که با سلطه ناسازگار است . خواه منشاء سلطه دوست ، خانواده ، گروه ، قوم یا هر نیروی دیگری که وی را به عنوان فرد مستقل و توانا به اراده خود به رسمیت نشناسد.
نکته حائز اهمیت در بیان کار کردهای اصلی شهروندی عبارت است از اداره جامعه بر طبق اصول احترام به حقوق دیگران و تعهد به ایفای نقش در حفظ نهادهای مشترکی که این حقوق را پایدار می دارند .
۳-۱) نیازهای شهروند سالم ( در ابعاد جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی)
الف) امنیت و ایمنی در شهر:
• امنیت در تردد
• امنیت فضاهای کار و زندگی
• امنیت مکان ها تفریحی – ورزشی
ب) یاد گیری و توانمند شدن در حوزه شهروندی :
• مهارت های زندگی شهری
• سواد رسانه ای
• مهارت های داوری و ارزشیابی
• مهارت های ارتباطی مؤثر
• حقوق و تکالیف همسایگی و شهروندی
• شناسایی و حل مسئله
• درک هنری
• کامپیوتر و اینترنت
• زبان خارجی
• مهارت های مدیریت خانه و خانواده
• محله شناسی و معماری
ج) رفاه :
• محیط زیست سالم
• حضور اقتصادی
• امکانات تفریحی
• رفاه فرهنگی و معنوی
• وجود فضاهای باز شهری
• امکان دسترسی به اطلاعات
• نیازهای ویژه معلولین
د) مشارکت و خود مختاری :
• توسعه بخش شهروندی
• تفویض اختیار
• امکان یادگیری و تجربه اجتماعي
2)نمادهای متمایز کننده :
کوین لینچ به طور کلی و به منظور بررسی دقیقی از سیمای شهر نمادهای متمایز کننده آن را به وسیله پنچ عامل مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .
در اینجا به دلیل اهمیت سه مقوله اصلی و کلیدی اشاره ای گذرا به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه خواهیم داشت .
 1-2) مرکز محله :
خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از همه طرح نمای آنها ، از عوامل اصلی شناخت محلات شهر محسوب می شوند.
معمولاً عواملی که سیمای محله ای را مشخص می کنند آنهایی هستند ک محتملا خصوصیاتی به آن محله می دهند. برای مثال شکل خیابان ها ، خانه ها ، طراحی ورودی ها و راه ها و ... می تواند سیمایی متفاوت به آن بدهد و شخص فورا قادر به شناخت آن می باشد .
در هر یک از محله های بزرگ و متوسط شهرهای تاریخی ، یک مرکز محله وجود داشت . این مراکز از نظر کالبدی و شکل به دو صورت وجود داشتند. نخست به صورت یک راسته یا گذر که کمی از گذرهای دیگر در محل استقرار فضاهای تجاری و اجتماعی عریض تر بودند.
نوع دوم مرکز محله به صورت میدانچه بودن . این میدانچه ها اغلب در محل تقاطع چند راه یا در کنار راه اصلی محله قرار داشتند و در پیرامون برخی از آنها تعدادی دکان برای عرضه کالاهای ضروري بود.


نظرات در مورد:

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر

     
   
     
منو كاربري


ثبت نام
بازیابی رمز عبور؟
تعداد بازدید امروز:161
تعداد بازدید دیروز:221

عضويت عضويت:
آخرين ها آخرين عضو: oe-mardanpour
جديد امروز امروز جديد: 1
New Yesterday ديروز جديد: 0
Overall Users سرتاسر: 218

كاربران فعال كاربران فعال:
Visitors ديداركنندگان: 3
Members اعضا: 1
مجموع مجموع: 4

درحال حاضر فعال درحال حاضر فعال:
01: admin

تمامی حقوق سایت متعلق به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد است